متن سخنرانی آقای بارک اوباما در مورد استراتژی خروج نیروهای غرب از افغانستان
|
|
|
|
|
|
Friday, 24 June 2011 00:21 |
|
متن کامل سخنرانی اوباما
سخنرانی رئیس جمهور بارک اوباما مبنی بر راه های در پیش در افغانستان واشنگتن دی سی 22 جون سال 2011 میلادی
عصر بخیر. تقریباً ده سال قبل، آمریکا بعد از پیرل هاربور بدترین حملات بالای سواحل اش را متحمل شد. این قتل دسته جمعی توسط اسامه بن لادن و شبکه القاعده در افغانستان طرح ریزی گردیده بود و از هشدارهای جدید علیه امنیت مان خبر داد که در آن عساکر در میدان های جنگ نه بلکه مردان، زنان و اطفال بی گناه که به زندگی روزمره شان ادامه میدادند هدف قرار گرفتند. پس از آن روزها، ملت ما جهت درهم کوبیدن القاعده متحده شده و طالبان را در افغانستان سرنگون کردیم. سپس، محراق توجه مان تغییر نمود. جنگ دوم در عراق آغاز شد و ما خون و هزینه وافر را جهت حمایت نمودن از حکومت جدید در آنجا به خرج دادیم. بعد از آنکه من اشغال وظیفه نمودم، جنگ افغانستان وارد هفتمین سال آن گردیده بود. اما رهبران القاعده به پاکستان فرار نموده بودند و حملات جدید را طرح ریزی مینمودند در حالیکه طالبان دوباره گردهم آمده بودند و آغاز به حملات شان نموده بودند. بدون یک استراتیژی جدید و تصامیم قاطع، قوماندانان اردوی ما هشدار دادند که ما با حملات شورشی القاعده و طالبان مواجه خواهیم شد که ممکن قسمت بیشتر افغانستان را فراگیرد. به همین دلیل، یکی از دشوارترین تصامیم که من منحیث رئیس جمهور آمریکا اتخاذ نمودم، من فرمان فرستادن 30.000 سربازان آمریکایی تازه نفس به افغانستان را صادر نمودم. بعد از اینکه من این افزایش نیروی نظامی را در ویست پاینت اعلام نمودم، ما اهداف واضح را تعیین نموده بودیم و آن اینکه ما یکباری دیگر بالای القاعده تمرکز خواهیم کرد، طالبان را به عقب خواهیم راند و نیروهای امنیتی افغان را جهت دفاع از کشور شان آموزش خواهیم داد. همچنان به وضاحت بیان کردم که تعهد ما دایمی نخواهد بود و ما به خروج نیروهای ما در ماه جولای سال روان آغاز خواهیم کرد. امشب، میتوانم به شما بگویم که ما تعهد خویش را بجا میاوریم. سپاس از مردان و زنان ما در یونیفورم، کارمندان ملکی ما و سپاس از شرکای ائتلافی ما، ما به اهداف خویش نائل میشویم. در نتیجه، سر از آغاز ماه بعدی، ما قادر به خروج 10.000 سرباز خویش الی اخیر سال روان از افغانستان خواهیم شد و الی تابستان سال آینده 33000 سرباز خویش را به وطن خواهیم آورد که این تعداد کامل آنچه است که من در ویست پاینت اعلام نمودم. بعد از این کاهش ابتدایی و بعد از این که نیروهای امنیتی افغان مسوولیت را برعهده گیرند نیروهای مان به بازگشت خویش بصورت ثابت ادامه خواهند داد. ماموریت ما از جنگیدن به حمایت از نیرو های امنیتی افغان مبدل خواهد شد. الی سال 2014 میلادی روند انتقال تکمیل خواهد شد و مردم افغانستان مسوول امنیت خویش خواهند بودند. ما این کاهش نیروها را از یک موقف قوی آغاز مینماییم. بعد از حملات یازدهم سبتامبر القاعده تحت فشار بیشتر قرار دارد. ما یکجا با پاکستانی ها بیش از نیمه رهبران القاعده را دستگیر نموده ایم. و با سپاس از کارمندان مسلکی استخبارات و نیروهای ویژه ما، ما اسامه بن لادن یگانه رهبر القاعده را به قتل رسانیدیم. که این کار برای همه آنانیکه بعد از حمله یازدهم سبتامبر خدمت نموده اند پیروزی بزرگ است. یکی از سربازان این موضوع را به خوبی خلاصه نمود. " پیام، او گفت، " ما فراموش نخواهیم کرد. فرق نمی کند چه زمانی ولی شما پاسخگو پنداشته خواهید شد" معلومات را که ما از محل بودوباش اسامه بن لادن بدست آورده ایم نشان میدهد که القاعده تحت فشار زیاد قرار دارد. بن لادن نیز اظهار نگرانی نموده بود که القاعده دیگر قادر به جاگزینی تروریستان ارشد اش که کشته شده اند نیست و اینکه القاعده در تصویر دهی اینکه گویا آمریکا در جنگ علیه اسلام است ناکام شده است که به همین دلیل از حمایت گسترده برخوردار نیست. القاعده خطرناک است و ما باید در مقابل حملات شان هوشیار باشیم. ولی ما القاعده را با شکست مواجه ساخته ایم و تا زمانیکه ماموریت به پایان نرسد آرام نخواهیم نشست. در افغانستان، خسارات جدی را به طالبان وارد نموده ایم و پناه گاه های شان را نیز اشغال کرده ایم. با افزایش نیروی خویش متحدین ما نیز به تعهدات شان افزودند، که در آوردن ثبات به بیشترین قسمتهای افغانستان ممد واقع شد. تعداد نیروهای امنیتی افغان به 100.000 تن افزایش یافته است و در بعضی از ولایات وشهرهای افغانستان ما انتقال مسوولیت به نیروهای امنیتی افغان را آغاز نموده ایم. دربرابر خشونت و ارعاب افغانها میجنگند و برای دفاع از کشور شان جان میدهند، نیروهای پولیس محلی را ایجاد مینمایند، مارکیتها و مکاتب را تاسیس مینمایند، فرصتهای جدید برای زنان و دختران ایجاد مینمایند و میکوشند تان صفحه دهه های جنگ را تغییر بدهدو. البته که چالشهای بزرگ باقی مانده است، این آغاز است-نه خاتمه تلاشهای مان جهت به پایان بردن این جنگ. در حالیکه ما نیروهای خویش را از افغانستان میکشیم و مسوولیت امنیت را به حکومت افغانستان واگذار مینماییم ما بایست برای حفظ دست آوردهای خویش بشدت کار نمایم. و در ماه می سال آینده، در شهر شیکاگو، ما میزبان گردهمایی متحدین ناتو و شرکای خویش جهت شکل دهی مرحله بعدی این روند انتقال خواهیم بود. ما این را بخوبی میدانیم که صلح نمیتوان به سرزمین بیاید که جز جنگ راه حل سیاسی را نمیشناسد. با تقویت حکومت افغانستان و نیروهای امنیتی افغان، امریکا با روند ادغام مجدد مردم افغانستان بشمول طالبان همنوا خواهد بود. موقف مان در قبال چنین مذاکرات واضح است: این مذاکرات باید از سوی حکومت افغانستان و آنانیکه میخواهند جزء افغانستان آرام باشند صورت گیرد و هرنوع روابط خویش را با القاعده قطع نمایند، خشونت را کنار بگذارند و از قانون اساسی افغانستان پیروی نمایند. اما، ما قسماً بدلیل تلاشهای نظامی مان دلایل را داریم تا باور نماییم که پیشرفت امکان پذیر است. اهداف را که ما دنبال مینماییم قابل نیل است و بسادگی میتواند بیان گردد: عدم موجودیت پناه گاه های که از آن القاعده و متحدین اش علیه سرزمین مان و متحدین مان حملات خویش را اجرا نمایند. ما افغانستان را به یک جای عالی مبدل خواهیم کرد. ما در جاده ها و کوه های افغانستان تا زمانی نا محدود گشت زنی نخواهیم کرد. این مسوولیت حکومت افغانستان است که بایست از قدرت خویش جهت حفاظت از مردم اش گام بردارد و از یک اقتصاد وابسته به جنگ وارد یک اقتصاد گردد که حامی صلح متداوم است. آنچه ما میتوانیم و خواهیم انجام داد ایجاد فضای همکاری مداوم با مردم افغانستان و تامین کننده این که در آن قادر به هدف قرار دادن تروریستان و حمایت نمودن از حاکمیت حکومت افغانستان باشیم. البته تلاشهای مان بایست پناه گاه های امن تروریستان در پاکستان را نیز مورد هدف قرار دهد. هیچ کشوری دیگری بیشتر در معرض خطر موجودیت افراط گرایان قرار ندارد مگر پاکستان، که به همین دلیل بالای پاکستان فشار میآوریم تا به مشارکت اش در تامین نمودن یک آینده آرام در این منطقه جنگزده توسعه بخشد. ما با حکومت پاکستان کار خواهیم کرد تا سرطان افراط گرایی را ریشه کن سازد و همواره پافشاری خواهیم کرد که بر تعهدات اش صادق بماند. لذا شک نیست که تا زمانیکه من رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا استم هیچ نوع پناه گاه امن را برای آنانیکه قصد کشتن مان را دارند تحمل نخواهم کرد: آنان نمیتوانند ما را نادیده گرفت نه هم آنان میتوانند از محکمه که آنان شایسته آن اند فرار نمایند. هموطنان آمریکایی من، این دهه دشواری برای کشور ما بوده است. ما به بهای گران جنگ پی بردیم—بهای که از سوی 4500 تن آمریکایی که زندگی های شان را در عراق از دست داده اند و بیش از 1500 تن دیگر که در افغانستان جانهای شان را از دست دادند- زنان و مردان که برای لذت بردن از آزادی که از آن دفاع نمودند دیگر زنده نیستند. هزارها تن دیگر مجروح گردیدند. بعضی ها در جنگ پاهای شان را از دست دادند بعضی دیگر تا حال در جنگ علیه شیطانهای اند که به دنبال آنان به خانه های شان آمده بودند. با این حال امشب، راحتی ما در درک کنار کشیدن مد وجزر جنگ است. تعداد از پسران و دختران مان در معرض خطر خدمت مینمایند.ما به ماموریت جنگی خویش در عراق با خروج 100.000 سرباز آمریکایی از آن کشور خاتمه بخشیدیم. و حتی با وجود اینکه روزهای سیاه را در افغانستان پیشرو خواهیم داشت روشنی صلح و امنیت از فاصله قابل دید است. این جنگهای طویل با مسوولیت به پایان خواهد رسید. ما باید از آموخته های آنها بیاموزیم، در حال حاضر، این دهه ای جنگ سوالات زیادی را مبنی بر دخیل بودن امریکا در سراسر دنیا پیدا کرده است. بعضی ها عقب نشینی امریکا را مسوولیت امنیت جهانی ما تلقی خواهد کرد، و انزوای را در آغوش میگیریم که تمام تهدیدات حقیقی را که با آن مواجه استیم نادیده میگیرد. در حالیکه برخی دیگر فکر میکنند که آمریکا مسوولیت های خویش را بیش از حد توسعه بخشیده و با هرنوع بدی ها در خارج از کشور مقابله میکند. ما باید یک جدولی را که روی محور مرکزی بچرخد تشکیل دهیم. مانند نسل ها ماقبل، ما باید نقش فردی امریکا در جوامع بشری را در نظر بگیریم. همانطوریکه هدف ما معین است ما باید واقعبین و محتاط باشیم. زمانی که تهدید میشویم باید با قوت جواب بدهیم و زمانی که قوای ما مورد هدف قرار میگیرد، ضرورت نداریم که قوای بیشتر به خارج از کشور اعزام کنیم. زمانی که افراد بی گناه سر شان بریده میشود و امنیت جهانی در خطر است، ما نباید منتظر باشیم و یا اینکه به تنهایی وارد عمل شویم. به جای آن ما به اتخاذ عمل بین المللی اتکاء میکنیم، چیزی که ما در لیبیا میکنیم، جایی که حتی یک سرباز ما در آنجا حضور ندارد ولی متحدین خودرا که از مردم لیبیا دفاع میکنند و به ایشان چانس تعیین سرنوشت شان را میسر میکنند، حمایت میکنند. با این همه کار های که انجام میدهیم، باید به خاطر داشته باشیم که امریکا یگانه قدرت دنیا نبوده بلکه اصولی است که اتحاد ما روی آن بنا نهاده شده بود. ما ملتی هستیم که دشمنان خودرا که از حاکمیت قانون هراس دارند به پای میز عدالت میاوریم و به همه حقوق اتباع خود احترام داریم. ما آزادی و ثبات خودرا با توسعه آن به دیگران نگهمیداریم. ما ادعای امپراطوری نکرده ایم بلکه برای تثبیت هویت خود به پا خاسته ایم. به همین خاطر است که دیگران از ایستادگی دیموکراتیک ما الهام گرفته و دنیای عرب آن را تجربه میکند. ما از انقلاب های دفاع خواهیم کرد که با ما هم نظر اند، و باور ما اینست که همه افراد جامعه و بشریت مستحق زندگی آزاد و مرفع میباشند. با همه این، ما ملتی استیم که قدرت بیرونی اش زمینه زندگی آرام را برای اتباع خود مساعد ساخته است. در دهه ی گذشته، در زمان بحران اقتصادی مبلغ یک تریلیون دالر را صرف جنگ کردیم. حالا، ما باید بالای منابع بزرگ امریکا که مردم ما استند، سرمایه گذاری کنیم. ما باید صنایع و اختراعات جدید را که اشتغال زایی میکند، با در نظرداشت اهداف خود، کنترول و در دست گیریم. ما باید زیربنای خود را دوباره سازی نموده و منابع جدید و پاک انرژی را دریابیم. و گذشته از آن، بعد از یک دهه مناظره جالب، ما باید هدفی را که در شروع جنگ در میان گذاشته بودیم، دوباره بدست بیاوریم. قوت ملت ما دلایل مختلف دارد، زمانی که اتحاد ما قوی باشد هیچ چیزی مانع رسیدن به اهداف ما شده نمیتواند. امریکا، این زمان، زمان تمرکز بالای ملت سازی در خانه است. برای رسیدن به این ارمان، ما از امریکایی هایی که به جای ما قربانی داده اند الهام میگیریم. به اردوی ما و فامیل های ایشان، من به نمایندگی تمام امریکایی ها صحبت میکنم ، زمانی که میگویم ، شما باور و اعتماد ما را با خود دارید، و تمام مکافات، امکانات و دیگر ضروریاتی را که شما مستحق اش استید برایتان فراهم میکنیم. من بعضی آن وطن دوستان امریکایی را در فورت کمپبل ملاقات کردم. مدتی پس از آن با فرقه ۱۰۱ هوایی که در افغانستان جنگیده بودند و تیم که اسامه بن لادن را هدف قرار داده بود، صحبت کردم. افسر نیروی بحری که در عملیات شرکت کرده بودند، پیش روی خانه بن لادن ایستاده بود، کسی که از خود فداکاری نشان داده و برادران و خواهران خود را از دست داده بود و نام های شان به لوایح در کمپ های اردوی ما در خارج از کشور نوشته شده اند، و بالای سنگ ها در گوشه و کنار کشور ما، خاطره ایست که هرگز از یاد نخواهد رفت. این افسر، همانند افسران دیگری که من با آنها در کمپ های نظامي، بغداد و بگرام، والتر ریید و شفاخانه های نیروی دریایی بیتسیدا دیده بودم، از کار دسته جمعی همقطاران خود که چگونه یکدیگر شان را در جبهات کمک میکردند و به همدیگر باور داشتند، مانند یک فامیل در ایام مشقت، با بسیار تواضع صحبت میکرد، آن درسی است که ارزش به یاد داشتن را دارد، درسی که ما همه امریکایی ها اعضای یک فامیل استیم. با آنکه مخالفت و از هم گسیختگی را درک کرده ایم، ما با هم دیگر گره خورده ایم و این چیزی است که در اسناد بنیادی ما نوشته شده است، اسنادی که ایالات متحده امریکا را در زمره ی یک کشوری قرار میدهد، هر چیزی را که بخواهد بدست آورده میتواند. بیایید مسوولانه این جنگ ها را خاتمه بخشیم، و ارمان امریکایی را که در بین داستان ما نوشته شده است دوباره بخواهیم. با اعتماد به هدف ما، به اعتماد به اتباع ما و با آرزوی قلب های ما، بیایید برای توسعه این مرام امریکایی باهم کار کنیم، به نسل کنونی و بعدی ما. خداوند اردوی ما را نگهدارد، خداوند امریکا را در امان داشته باشد.
منبع: دفتر مطبوعاتی کاخ سفید |