عناصر تشکیل دهنده قدرت -- ز. مالیار

 

عناصر تشکیل دهنده قدرت


(برگرفته از کتاب : بررسی سیاست خارجی – عبدالعلی قوام)
  تهیه کننده : ز . مالیار

     چنانچه در فصول گذشته این کتاب هم خواندیم دولت از یکسری عواملی چون سرزمین ، جمعیت ، حکومت و حاکمیت تشکیل شده که چگونگی وضعیت کمی و کیفی این عوامل باعث تغییر در قدرت آن دولت میشود بر همین اساس قدرت هم از یکسری عناصری تشکیل شده که کمیت و کیفیت این عناصر هم در میزان قدرت یک دولت مؤثر است ، عوامل مذکور عبارتند از :

الف- ایدئولوژی
     ترمینولوژی سیاست ایدئولوژی را در لغت به مفهوم عقیده و نظر سیاسی میداند و در تعریف وسیع آن ایدئولوژی را عبارت از مجموعه ای از اندیشه ها درباره زندگی ، جامعه یا حکومت که در طی گذشت زمان و در اثر کثرت استعمال بصورت اعتقاد مسلم و وجه مشخص گروه یا حزب خاص در می آید میداند. ریموند آرون در کتاب افیون روشنفکران خود ایدئولوژی را مرکبی از واقعیاتی میداند که ظاهرا نظم یافته و شامل تفاسیر ، آرمانها و پیشگویی هاست. ایدئولوژی یکسری کارکردهایی دارد که مهمترین آنها به شرح ذیل است :
الف – ایفاء نقش وحدت دهنده و یکپارچه کننده در صورت وجود اختلافهای فرهنگی ، نژادی و قومی .
ب – ارائه یک قالب ذهنی از نگاه نگرش نسبت به جهان برای مجریان و طراحان سیاست خارجی در چهارچوب سیاست خارجی.
ج – ارائه معیارها و ضوابط مشخص و معین به سیاست گذاران جهت اتخاذ سیاست مشخص در راستای تأمین منافع ملی.
د – ارائه معیاری برای افکار عامه جهت قضاوت در مورد هرگونه حرکت انحرافی و تغییر جهت مغایر با اصول پذیرفته شده.
      مسئله مهمی که در ارتباط ایدئولوژی قابل بحث است ، نحوه بکارگیری از این عنصر در جهت بالا بردن روحیه ملی و تجهیز منابع و امکانات است مانند نقش ایدئولوژی در خلال جنگ ایران و عراق یا نقش آن در جنگ مجاهدین افغان با متجاوزین شوروی در افغانستان.  یکی از مهمترین کارکردهای ایدئولوژی مشروعیت بخشیدن به نظام و گروه حاکم است . در واقع ایدئولوژی بیان کننده رابطه بین رهبران و افراد جامعه بوده و افراد جامعه تنها در صورتی که گفتار و عملکرد نخبگان سیاسی مطابق با اصول پذیرفته شده باشند را قبول و اجراء میکنند در غیر آنصورت هیچ حمایتی از گروه حاکم نخواهند نمود و این باعث ضعف دولت در اخذ تصامیم در سطح بین الملل میشود. از آنحایی که نظام سیاسی بصورت یک شبکه ارزشی عمل میکند  در این روند قدرت را با ارزش یکجا نموده که حاصل آن اقتدار میباشد. پس میتوانیم بگوییم که ایدئولوژی عامل اصلی در ایجاد اقتدار در ترکیب با قدرت است و اقتدار یکی از جنبه های قدرت و عامل مشروعیت بشمار میرود و نقش اساسی در روابط آن دولت با دول دیگر را بازی میکند. چند مورد از ایدئولوژی های بین المللی مهمی که در سطح جهان تاریخ ساز بوده اند عبارتند از : ناسیونالیزم ( در انقلاب فرانسه ) ، بلشوئیسم ( در انقلاب اتحاد جماهیر شوروی ) ، لیبرالیسم اقتصادی ( آمریکای شمالی و اروپای غربی ) ، دارونیسم اجتماعی ، انترناسیونالیسم پرولتاریای و نازیسم.

ب - عوامل انسانی – اجتماعی
1.     میزان جمعیت : امروزه جمعیت بعنوان یکی از عوامل مهم تأثیر گذار بر قدرت دول در روابط خارجی با دیگر کشورها شناخته میشود البته جمعیت  هم دارای ویژگی های کمی و کیفی از لحاظ وجود تخصص ، تعداد نیروهای نظامی ، میزان رشد و سطح سواد است ، مثلا امروزه کشور چین با نفوس بیش از یک میلیارد نفر نسبت به آلبانی با نفوس کمتر از 3 میلیون دارای قدرت تأثیر گذاری بیشتری بر سیاست بین المللی است. گاهی افزایش جمعیت نه تنها که باعث قدرتمند شدن کشوری در سطح جهان نمیشود بلکه زیادی جمعیت نقش منفی را بازی میکند یعنی در کشوری که جمعیت آن روز به روز افزایش یافته اما از لحاظ اقتصاد ، تکنولوژی یا صنعت ضعیف باشد جمعیت اضافی بصورت یک عامل منفی بوده و توان مانور آن واحد سیاسی در عرصه بین الملل را محدودتر میکند . با توجه به مطالب ذکر شده اگر بخواهیم نقش جمعیت را در یک مورد عینی بیان کنیم دو  کشور فرانسه  در قرن 19 در سطح نظامی و در کل در سطح اروپا از قدرتهای بزرگ به شمار نمی رفت و دلیل اصلی آن کم بودن جمعیت آن بود و در مقابل کشور آلمان که  در سال 1870 م جمعیتی در حدود 41 میلیون و در سال 1910 م به جمعیتی در حدود 65 میلیون نفر افزایش داد که این افزایش از عوامل اساسی قدرتمندی آلمان در دو جنگ جهانی اول و دوم بود.
2    . ویژگی های ملی : در اواخر قرن بیستم کمیت جمعیت به تنهایی عامل مهم در تقویت قدرت ملی محسوب نمیشد در کنار آن عوامل دیگری چون تعلیم و تربیت ، میزان آگاهی سیاسی عامه ، علوم پیشرفته و تخصص اهمیت بسزایی یافت. امروزه دولتهای کثرت گرای غربی نیاز به حمایت افکار عامه در اتخاذ و اجرای سیاست خارجی خود دارند بنابراین برای جلب حمایت افکار عامه باید آگاهی سیاسی مردم افزایش یابد در این راستا دست به سرمایه گذاری در قسمت آموزش و تربیت مردم پرداخته تا از این طریق به افزایش قدرت ملی در سطح بین المللی بهره جویند.
ویژگی های ذاتی ملی بعضی از دولتها که بیشتر جنبه فرهنگی و اجتماعی داشته گاهی بعنوان یکی از عناصر مهم ارزیابی قدرت محسوب میشود بعنوان مثال در طول تاریخ آلمانیها چه در بعد از جنگ جهانی اول و چه در زمان بعد از اتحاد دو آلمان بعنوان ملتی برخوردار از توانایی های خاص ، برای سازماندهی در پرتو نظم و انضباط شناخته شده اند چنانچه درطی مدت کوتاهی همان عظمت سیاسی و اقتصادی خود را در سطح جهان بعد از ویرانی های  صورت گرفته در جنگهای جهانی بازیافتند اما در مقابل آلمان دولت ایتالیا در طول تاریخ از زمان کسب استقلال در سال 1859 م در پرتو پیروزی ارتش فرانسه یا فرار از لیبی در مقابل اندک نیروهای انگلیسی یا ناتوانی در شکست دادن کشور کوچکی چون یونان در جنگ دوم جهانی ، همواره از ویژگی ها و استعداد ملی که آلمانها داشتند معاف بودند. یکی دیگر از مسائلی که مربوط به ویژگیهای ملی یک کشور و نقش آن در قدرت کشور در سطح بین المللی میشود عبارت از واکنش مردم یک سرزمین در مقابل از دست دادن استقلال شان است مثلا مردم لهستان و مجارستان سالها در مقابل آلمانها و روسها مبارزه نموده و خسارات و تلفات زیادی را محتمل گردیدند اما از استقلال خود نگذشتند و این باعث افزایش قدرت این دولتها و عدم تحمیل نظر خاص ابر قدرتهای موجود بر آنها شد در مقابل مردم کشور چک خیلی سریع بعد از انعقاد معاهده مونیخ بین فرانسه و آلمان روحیه خود را از دست داده و با هجوم ساده آلمانیها دست از مبارزه کشیده و تسلیم شدند.
3.      روحیه ملی : روحیه ملی عبارت از خصوصیات روانی و خلقی مشترک افراد یک کشور میباشد که اساسا حالتی مؤقت بوده و کم و کیف آن تابع همان مؤقعیت خاص است. روحیه ملی میتواند عامل مهمی در پشتیبانی مردم از سیاستهای دولت خویش در جهت مشروعیت و ایجاد ثبات سیاسی گردد که به طبع آن تقویت مشروعیت باعث افزایش قدرت ملی کشور در سطح بین المللی میگردد . پس روحیه ملی میتواند تأثیر زیادی بر حکومت در جهت پیشبرد رهیافت قدرت در روابط خارجی خود با دیگر کشورها داشته باشد. بعنوان مثال به جهت پایین بودن روحیه ملی مردم کشور چک با انعقاد معاهده مونیخ و از دست دادن امید حمایت فرانسه از آنها کشور چک با مقاومت اندک و خیلی زود تسلیم آلمان نازی شد.
4.     یکپارچگی اجتماعی : همگرایی سیاسی ، اجتماعی و ایدئولوژیک در افزایش قدرت یک دولت در تأمین منافع ملی مقابل دیگر کشورهای جهان نقش بسزایی دارد. نبود یکپارچگی و همگرایی اجتماعی در یک جامعه باعث نابودی و از هم پاشیدن استقلال آن میشود ، چنانچه نمونه واضح کشورهای اروپای شرقی بین دو جنگ جهانی اول و دوم بوده و وجود ملیتهای مختلف و نا متحد باعث از هم پاشیدن بنیه این کشورها شد. در برخی موارد تمایل اقلیتهای ملی به کشورهای همسایه باعث بروز مشکلات سیاسی و تضعیف آن میشود و گاهی وفاداری اقلیتهای یک کشور به رژیم و حکومت حاکم امکانات لازم را برای بسیج همگانی در مواقع بحرانی و جنگ مهیا میکند مثل سوسیالیستهای روسیه یا اقلیتهای قومی در سوئیس . در پاره ای از موارد مخالفت عده ای از گروهای قومی با اتخاذ برخی از سیاستهای خارجی در یک کشور باعث تضیف یکپارچگی اجتماعی و عدم تأمین منافع ملی آنها میشود که نمونه آن مخالفت گروهای بزرگ قومی مذهبی اعراب در برقراری روابط با آمریکا باعث شده که تمایلات حکام عرب در برقراری روابط سیاسی ، اقتصادی ، تکنولوژیک و تجاری با دولت آمریکا به مشکل بخورد.


ج- عوامل سیاسی
1.     ثبات سیاسی : منافع ملی دولتها اغلب در اثر یکسری عوامل ثبات بخش در طول زمان شکل میگیرد بعضی امور اجتماعی سیاسی  باعث برهم خوردن ثبات سیاسی  در یک کشور میشود مثلآ جابجایی احزاب ، افراد یا حکومتهای  در رأس قدرت که این تغییرات باعث تغییر در کیفیت تصمیم گیرندگان سیاست خارجی آن کشور میشود. در یک حکومت تصمیم گیرندگان و نخبگان سیاسی ممکن است الویتهای توسعه کشور را بر مبنای اقتصاد و تکنولوژی برنامه ریزی کنند اما با برهم خوردن ثبات سیاسی نخبگان و تصمیم گیرندگان هم دستخوش تغییر میشوند و نخبگان جدید ممکن است الویت را بر توسعه نظامی و امنیت ملی قرار دهند که این امر باعث عدم پیشرفت ، درگیردر بحرانهای سیاسی و اقتصادی و ضعیف شدن در سطح بین المللی میشود و نتیجه آن اینست که حکومت نمیتواند برای تحقق اهداف و منافع خود در صحنۀ بین المللی از موضع قدرت عمل کند.
    بعضی اوقات ثبات سیاسی با ایجاد تغییر در حکومت یا احزاب روی کار برهم نمیخورد بلکه عوامل دیگری چون بحرانها و نوسانات اقتصادی میتواند بعنوان متغیر مستقل ثبات سیاسی را بحیث متغیر وابسته به خود ، را تحت تأثیر قرار دهد و از قدرت ملی بکاهد مثلاّ چارلز دوم پادشاه انگلستان بدون کسب حمایت از پارلمان با مساعدت های مالی فرانسه به پادشاهی خود ادامع میداد که در این زمان انگلستان از کشورهای بسیار ضعیف اروپا شناخته میشد اما چارلز دوم طی یک برنامه ریزی هفت ساله اقتصادی انگلستان را از توانایی اقتصادی قویی برخوردار نمود و این باعث شد تا این کشور بدون اینکه در نوع نظام و حکومت خود تغییری ببیند به کشور بسیار قدرتمندی در سطح جهان تبدیل شود.
2.     رهبری : افرادی که در رأس تصمیمگیریهای استراتژیک یک کشور قرار دارند نقش مهمی در چگونگی ارزیابی قدرت یک کشور در مقابل دیگران را ایفا میکند. مدیریت و تنظیم سیاست خارجی و چگونگی اجراء آن نیاز به رهبران و مدیرانی دارد که سه فکتور اساسی ذیل را مدنظر قرار دهند:
 الف – مدیریت و دیپلوماسی اصولی ، یعنی باید با برنامه ریزی صحیح بر اساس واقعیات و با شناخت درست از امکانات و منابع موجود طرحی اصولی در جهت تأمین منافع ملی خود بسازد.
ب – استفاده مناسب از ایدئولوژی و اقتصاد : رهبران کشور باید منابع مادی و معنوی را تنظیم نموده و با استفاده از ایدئولوژی به تقویت روحیه ملی و ایجاد همبستگی و یکپارچگی اجتماعی بپردازد.
ج – استفاده درست از قدرت نظامی در هنگام جنگ و صلح .
   از دید ارزیابی قدرت سیاسی یک کشور در طول تاریخ رهبرانی بوده اند که با درایت و رهبری قوی خود به تنهایی در سطح جهان به قدرتمندی پرداخته اند مانند: بیسمارک ( پروس یا آلمان 1871 ) ، چرچیل (انگلستان 1940 ) ، جنرال دوگل ( فرانسه 1958 ) .
3.     شکل حکومت : ساختار حکومتی و شیوه های تصمیم گیری تأثیر بسزایی در اجرای استراتژیهای سیاست خارجی دارد در همین راستا در این بحث دو نوع بزرگ حکومت سوسیالیستی و حکومت کثرت گرای دموکراتیک غرب را مد نظر قرار میدهیم .اگر بصورت واقعبینانه در لابلای تاریخ بدنبال تأثیر شکل حکومت بنگریم میبینیم که حکومتهای دموکراتیک غربی به علت و جود ساختار کثرت گرای جامعه خود کمتر توانسته در اتخاذ تصامیم منسجم خارجی مؤفق باشند چون گروهای کثرت گرا و ذینفوذی مانند کارتلها ، احزاب ، اتحادیه ها ، تراستها ، گروهای نظامی امنیتی، گروهای فشار و سازمانها در ساختار و شکل دادن سیاست خارجی برای تأمین منافع خود نقش بسزایی دارند و حکومت حاکم بسیار کند و به سختی به اخذ تصامیم میپردازد. اما در حکومتهای سوسیالیستی به خاطر عدم حضور گروهای فشار متذکره به سیاستگذاران و رهبران سیاسی فرصت اتخاذ تصمیم با سرعت و بدون مداخله و بصورت آزاد در جهت تأمین منافع ملی میدهد. عدم مداخله گروهای ذینفوذ ، فشار و احزاب باعث تحرک و سرعت در اتخاذ تصامیم و اجرای آن میشود، این مسئله زمانی اهمیت پیدا میکند که در وضعیت بحرانی یا جنگ تصمیم گیرندگان با وضع غافلگیر کننده ای مواجه شوند و فرصت کافی برای اتخاذ تصمیمهای استراتژیک در اختیار نباشد ، در این صورت سوسیالیستها مؤفقتر خواهند بود و دموکراتهای غربی با کندی کار روبرو خواهند شد.
4.     اعتبار ملی : اعتبار یک دولت عبارت از پرستژ و نحوه دید جامعه جهانی نسبت به آن میباشد یا به عبارتی اعتبار تصویری است که یک دولت از رفتار و ساختار خود در جامعه بین المللی بدست میدهد. اعتبار ملی یک کشور عامل مهمی در رند مراودات سیاسی و اقتصادی است بخصوص در هنگام مذاکرات دیپلوماتیک میتواند یک عامل اساسی تلقی شود.عواملی چون پیروزی در جنگ ، آسیب ناپذیری در مقابل هجوم خارجی ، داشتن متحدان قوی ، استقلال در تصمیمگیری ، مؤفقیتهای اقتصادی و صنعتی باعث افزایش اعتبار یک دولت در سطح بین المللی میشود مثلا فرانسه و انگلستان با حمله به مصر به هنگام ملی شدن کانال سوئز از سوی این کشور باعث کاستن اعتبار فرانسه و انگلستان برای سالیان مدیدی در بین جهانیان شد و در مقابل مصر از اعتبار و قدرت بیشتری در سطح دنیا برخوردار گشت.

د- عوامل جغرافیایی
     شکل ، وسعت ، وضعیت اقلیمی و دیگر عوامل جغرافیایی یک کشور در ارزیابی قدرت آنکشور نقش مهمی را ایفا میکند.
1. وسعت سرزمینی : سرزمین وسیع ضمن اینکه نیروی انسانی بیشتری را در خود جای میدهد میتواند موقعیت استراتژیک در هنگام جنگ و اجرای تاکتیک عقب نشینی و در دام انداختن دشمن داشته باشد چنانچه روسیه با داشتن وسعت زیاد سرزمینی در هنگام حمله ناپلئون یا هیتلر نازی توانست دشمن قدر خود را از پای در آورد .
2. شکل جغرافیایی سرزمین : اگر سرزمین یک کشور شکل هندسی منظمی داشته بخصوص مرکب یا دایره ای باشد میتواند برای آنکشور موقعیت تدافعی مناسبی ایجاد کند مثلا پاریس در فرانسه به علت مرکب بودن خود دارای موقعیت استراتژیک جغرافیایی است.
3. وضع طبیعی : کوهستانی بودن یک کشور با وجود مشکل در مسائل ارتباطی میتواند موقعیت مناسبی از نگاه دفاعی برای آن ایجاد کند و در مقابل کشورهای با سرزمین پست بیشتر در خطر حمله هستند و از تاکتیک های تدافعی ضعیفتری برخوردارند . وجود فراز و نشیب های کانتونهای سوئیس باعث شده که هیج کشوری در طی سالیان فکر حمله به آن نکنند.
4. مرزهای طبیعی : تأثیر مرزهای طبیعی در افزایش قدرت یک کشور بیشتر به شکل مرزهای طبیعی آن برمیگردد. اگر مرزهای یک کشور شکل کوهستانی و یا دریاها باشد میتواند میتواند موقعیت ژئوپلوتیک بهتری برای آنکشور ایجاد کند مثلا محصور ماندن انگلستان و جاپان بوسیله دریا باعث حفظ استقلال  آنها طی سالیان زیادی شده است.
5. وجود همسایگان ضعیف بعنوان منطقه حایل : همسایگان ضعیف برای یک کشور میتواند امتیاز مناسبی در جلوگیری از تهاجم دشمن باشد چنانچه امپراتوری اتریش در قرن 18 میلادی با داشتن همسایگانی چون ترکیه عثمانی ، ایتالیا ، لهستان و آلمان تجزیه شده از موقعیت مناسبی برخوردار بود.
6. وضعیت اقلیمی : وضعیت اقلیمی و عناصر طبیعی در یک کشور میتواند عامل مهمی برای افزایش قدرت آنکشور باشد. مثلا مناطق سردسیر انرژی زاتر نسبت به مناطق گرمسیر هستند و یا اینکه مسئله لایه اُزن و تخریب آن امروزه به یک مسئله کاملا سیاسی در سطح بین المللی تبدیل شده و یا داشتن منابع معدنی برای یک کشور قدرت اقتصادی و تصمیمگیری ایجاد میکند.
در زمینه تأثیر عوامل جغرافیایی در میزان قدرت کشوری در سطح جهان اندیشمندان زیادی کار کرده اند که در زیر به بیان نظر تعدادی از این اندیشمندان میپردازیم : " ماهان " دریادار آمریکایی بعد از بررسی های زیادی دو کشور انگلستان ( بخاطر محصور بودن در بین آب ) و آمریکا ( بخاطر دور بودن از آسیا و اروپا )را بهترین کشورها از لحاظ داشتن موقعیت استراتژیک معرفی میکند . " مکیندر " اسکاتلندی عقیده دارد که هر کشوری که به کشور           " سرزمین قلب " که در وسط جزیره بزرگ جهان یعنی آسیا و اروپا موقعیت دارد تسلط یابد ، بر جهان حکومت خواهد کرد . " هاسفر " آلمانی معتقد به دادن فضای حیاتی توسط کشورهای ضعیف به آلمان بخاطر داشتن موقعیت جغرافیایی عالی آن.
هـ - عوامل نظامی
    مسائل مختلف نظامی مانند سلاحها و تجهیزات جنگی ، کم و کیف افراد نظامی ، رهبری نظامی ، بودجه نظامی ، پایگا های نظامی و امکانات و تدارکات لوجستیکی میتواند در ارزیابی قدرت بخصوص قدرت رزمی یک کشور مؤثر باشد . از وظایف اساسی سیاستگذاران هر کشور کسب اطلاعات درست از عوامل نظامی کشور خود و دیگران در جهت تأمین اهداف ملی است و در این زمینه باید اطلاعات دقیقی داشته باشد تا در سیاست گذاری خارجی خارجی موفقتر عمل کند  امروزه کشورهای ایران و کره شمالی با تقویت قدرت نظامی خود در معادلات بین المللی نقش بسزایی را بازی میکنند. باوجود اهمیت بسزای عوامل نظامی گاهی این عنصر به تنهایی عامل مستقل شمرده نمیشود و بسته به دیگر عواملی دارد مانند آمریکا در حمله نظامی به ویتنام با وجود اینکه از قوت مافوق نظامی برخوردار بود بازهم در برابر ویتنامی ها با شکست مواجه شد.
و – عوامل اقتصادی
   توانایی اقتصادی یک کشور عامل موفقیت آن در مقاومت و شرکت در یک جنگ طولانی است . معیارهایی چون تولید ناخالص ملی ، درآمد سرانه، تولیدات صنعتی و کشاورزی و دسترسی به منابع مالی و اقتصادی میتواند در توانمندی آن کشور در سطح بین المللی نقش ارزنده ای را ایفاء کند .آلمانیها برای کاهش قدرت انگلستان در جنگ دوم جهانی از حربه قطع رابطه اقتصادی این کشور با جهان بیرون توانست تا حد زیادی انگلستان را تحت کنترل خود قرار داد.

      نتیجه گیری: در یک دید کلی دانستیم که قدرت از یکسری عناصری تشکیل شده است و مانند دولت کم و کیف عناصر تشکیل دهنده آن در چگونگی میزان قدرت آن تأثیر بسزایی دارد و هر دولت اگر بخواهد در سطح بین المللی سیاست خارجی قوی داشته  و رول مهمی را در امور بین المللی ایفاء کند باید در تقویت تمام عوامل قدرت سرمایه گذاری گند چون تقویت یکی بدون دیگری هرگز در افزایش واقعی قدرت یک کشور نمیتواند مؤثر باشد.

متن پیش‌نویس توافقنامه‌ی استراتژیک میان افغانستان و امریکا

چندی پیش متنی در سایت خبری رسمی هریوا نشر شد که این سایت مدعی شده که این متن در واقع متن پیش نویس توافقنامه ی استراتژیک میان افغانستان و آمریکا میباشد که بدسترس این سایت قرار گرفته است.

قابل ذکر است که طبق فرمان ریاست جمهوری حامد کرزی، قرار است در طی دو ماه آینده لویه جرگه ای تشکیل شود تا در مورد این موافقتنامه و پلان همکاری استراتژیک افغانستان و آمریکا مصوباتی صورت گیرد و این متن ذیل نیز میتواند شامل آجندای بحث این لویه جرگه باشد.

قابل یادآوری است که متن مذکور از سوی سایت خبری هریوا نشر گردیده و درستی یا نادرستی آن نیز متعلق به همان سایت خبری میباشد و مسئولیت این امر نیز بر دوش همان سایت میباشد.

متن پیش‌نویس توافقنامه‌ی استراتژیک میان افغانستان و امریکا:

متن پیش نویس توافقنامه استراتژیک میان افغانستان و امریکا که قرار است در لویه جرگه سنتی به بحث گذاشته شود به دسترس هریوا نیوز رسیده است. ماده اول: هدف: این توافقنامه، اصول و نیازهای اساسی را که تبیین‌کننده‌ی حضور درازمدت، فعالیت‌ها و هماهنگی‌های نیروهای امریکایی در افغانستان است، مشخص می‌کند.ماده دوم: کلیه مؤسسات و املاک موجود در خاک افغانستان (بر اساس فهرست تنظیمی از سوی امریکا) طی دوره حضور نیروهای امریکایی بر اساس این توافقنامه در اختیار امریکا قرار می‌گیرند و نیروهای امریکایی از زمان اجرای توافقنامه، حق استفاده از آنها را دارند. ـ نیروهای امریکایی شامل وضعیت تمامی نیروها اعم از نظامی، غیرنظامی، تمامی اموال و دارایی‌ها و تجهیزات این نیروها در خاک افغانستان می‌شود. اعضای نیروهای امریکایی شامل تمامی افراد وابسته به ارتش امریکا، نظامیان امریکایی مأمور در پیمان آتلانتیک و شاغلان بخش‌های بازسازی و خدمات انسانی می‌شود. ـ اعضای غیرنظامی نیز شامل غیرنظامیانی است که در وزارت دفاع امریکا فعالیت می‌کنند و یا بنا برضرورت‌های امنیتی در قالب نیروهای پشتیبانی فنی، تخصصی، اطلاعاتی و مشورتی در افغانستان حضور دارند. ـ تمام پیمانکاران طرف قرارداد با امریکا و کادری که با آن شرکت‌ها همکاری می‌کنند، اعم از شهروندان امریکایی یا اتباع سایر کشورها که به هدف تأمین خدمات و امنیت نیروهای امریکایی در افغانستان حضور داشته باشند. ـ کلیه کسانی که در فراهم ساختن وسایل نقلیه‌ی ایمنی به ویژه بر اساس در عرصه نظامی برای تردد در جاده‌ها و انتقال افراد و تجهیزات نقش دارند. ـ وسایط نقلیه نظامی که در عملیات نظامی با پلاکاردهای ویژه بر اساس نظام معمول در امریکا، کلیه تجهیزات دفاعی و هجومی که نیروهای امریکا و همکار در جنگ‌های متعارف به آنها نیاز داشته و از آنها استفاده می‌کنند. این تجهیزات شامل سلاح، ادوات و تجهیزات نظامی بوده و به هیچ‌وجه به آنها سلاح‌های غیرمتعارف اطلاق نمی‌شود. ـ ‌انبارهای مورد نیاز برای حفظ تجهیزات نظامی و غیرنظامی مورد استفاده نیروهای امریکایی. ماده سوم: تمامی نیروهای نظامی امریکا عناصر غیرنظامی به هنگام انجام عملیات نظامی و پاکسازی باید طبق قوانین امریکا عمل کرده و به آن احترام بگذارند. ایالات متحده وعده می‌دهد که تدابیر لازم را برای احترام به قوانین و عرف افغانستان به‌کار بندد. ماده چهارم: با هدف واکنش به هرگونه تهدیدات داخلی و خارجی علیه افغانستان و نیروهای امریکایی و هم‌پیمان حاضر در افغانستان و تحکیم همکاری‌ها برای شکست تشکیلات مخالفان (طالبان و القاعده) شکست سایر گروه‌های قانون‌شکن در این کشور، دو طرف توافق کردند تا: ۱- دولت افغانستان کمک‌های موقتی را از نیروهای امریکایی به منظور تقویت ارتش ملی و پولیس ملی جهت حفظ امنیت و ثبات در این کشور دریافت کند. از جمله‌ی این کمک‌ها، همکاری در عملیات نظامی علیه تشکیلات القاعده، گروه‌های تروریستی و گروه‌های ناقض قانون خواهد بود. ۲- عملیات نظامی بر اساس این توافقنامه در کمیته مشترک بررسی، هماهنگ و اجرا می‌شود. مدیریت کمیته مشترک و فرماندهی عملیات ویژه به عهده نیروهای امریکایی خواهد بود. در صورت ضرورت انجام عملیات یک‌جانبه از سوی نیروهای امریکایی، فرماندهی نیروهای امریکایی در کمیته مشترک طرف افغان را از نتایج عملیات مطلع خواهد ساخت. ۳- طرفین توافق دارند که به منظور تحکیم توانمندی‌های امنیتی و مقابله با هرگونه تهدید احتمالی در آینده که از داخل یا خارج متوجه افغانستان و امریکا می‌شود، آمادگی لازم را کسب کنند. بدین منظور امریکا می‌تواند در مناطق شنیدند، شورابک، قندهار، بگرام و خوست افغانستان پایگاه دائمی ایجاد کند. ضمنا ایالات متحده در صورت نیاز و طبق بررسی و اعلام نیاز کمیته مشترک نظامی در سایر نقاط افغانستان نیز اقدام به تأسیس پایگاه موقت، دائمی و یا عملیاتی خواهد کرد. قوانین و ضوابط حاکم بر پایگاه‌های موقت تا زمان استفاده نیروهای امریکایی و مشترک، طبق قوانین ارتش امریکا خواهد بود. در این زمینه ضوابط و عرف افغانستان محترم می‌باشد. اجرای عملیات باید بر اساس قوانین دولت امریکا و قوانین بین‌المللی باشد. رعایت اصل حاکمیت افغانستان و منافع ملی این کشور به شیوه‌یی که دولت افغانستان تعیین کرده، مد نظر طرفین خواهد بود. ماده پنجم: دارایی‌ها تمامی ساختمان‌ها و تاسیسات غیر منقول موجود در اراضی که از زمان اجرای توافقنامه در اختیار نیروهای امریکایی قرار دارند، تحت حاکمیت دولت امریکا است. دولت امریکا مسوولیت ساخت، بهینه‌سازی، توسعه مؤسسات در این اراضی را برعهده دارد. در صورت استفاده مشترک از این اراضی طرفین بر اساس میزان استفاده مسوولیت بازسازی، ساخت و توسعه مؤسسات را برعهده خواهند داشت. تمامی تجهیزات، اموال و دارایی‌های منقولی که وارد افغانستان شده و یا در داخل قلمرو افغانستان پدید آمده است به نیروهای امریکایی و شرکت‌های طرف قرارداد امریکا تعلق دارند. ماده ششم: عبور و مرور۱- خودروهای نظامی و غیرنظامی مورد استفاده نیروهای امریکایی و شرکت‌های همکار حق ورود یا خروج از افغانستان را دارند. اصول عبور و مرور در کمیته مشترک تعیین می‌شود. ۲- هواپیماهای نظامی و غیرنظامی امریکا بر اساس قرارداد با وزارت دفاع امریکا حق پرواز در خطوط هوایی افغانستان را دارند و می‌توانند برای سوخت‌گیری در خاک افغانستان فرو بیایند. کمیته مشترک تسهیلات مناسبی را برای حرکت این هواپیماها فراهم می‌کند. ۳- مسوولیت نظارت و کنترل حریم هوایی افغانستان از زمان اجرای توافقنامه تا زمان حضور نیروهای امریکایی و عملیات علیه تروریسم به نیروهای امریکایی واگذار می‌شود. پروازهای غیرنظامی افغانستان با توافق طرفین به صورت موقت یا دائم به صورت مشترک یا بنابر ضرورت به دولت افغانستان واگذار می‌شود. ۴- هیچگونه مالیات به خودروها و هواپیماهای دولت امریکا اعم از نظامی و غیرنظامی که بر اساس قرارداد با وزارت دفاع در افغانستان فعالیت می‌کنند، تعلق نمی‌گیرد. ضمن آنکه آنها از بازرسی نیروهای امنیتی از افغانستان مصون خواهند بود. ماده هفتم: قراردادها نیروهای امریکایی بر اساس قوانین امریکا اجازه عقد قرارداد برای خرید مواد و دریافت خدمات لازم در افغانستان را دارا بوده و آنها را از هر منبعی که بخواهند تهیه می‌کنند. نیروهای امریکایی بنابر ضرورت و درخواست دولت افغانستان، اطلاعات مربوط به اسامی شرکت‌های وارد کننده طرف قرارداد و مبالغ قراردادها را در اختیار مقامات افغان قرار خواهند داد. ماده هشتم: خدمات و ارتباطات۱- نیروهای امریکایی مجاز به هر گونه اقدامی در جهت تولید و یا افزایش استفاده از آب، برق و ارتباطات در موسسات و اراضی تحت اختیار خود متناسب با نیاز بوده و کمیته مشترک را مطلع می‌کنند. ۲- نیروهای امریکایی مسئول فعال‌سازی شبکه مخابرات بر اساس قوانین امریکا و اتحادیه بین‌المللی مخابرات بوده و بنابر این می‌توانند از تجهیزات و خدمات ویژه برای فعال سازی سیستم‌های مخابراتی استفاده کنند. ۳- بر اساس این توافقنامه نیروهای امریکایی از پرداخت هر گونه مالیات برای استفاده از این سیستم ارتباطی معاف می‌باشند. ۴- ایجاد هر گونه طرح و زیرساخت‌ ارتباطی توسط دولت افغانستان که می‌تواند مشکلات امنیتی به وجود آورده و یا مورد استفاده گروه‌های تروریستی قرار گیرد باید در کمیته مشترک مورد بررسی و توافق طرفین قرار گیرد. ماده نهم: مسوولیت حقوقی ۱- مسوولیت حقوقی و قضایی کلیه نیروهای امریکایی اعم از نظامی و غیرنظامی و شرکت‌های طرف قرارداد و همکاران آنها بر عهده‌ی دولت امریکا است. ۲- در صورت درخواست دولت افغانستان مبنی بر واگذاری مسوولیت حقوقی پرونده‌هایی که در آن نیروهای نظامی و غیرنظامی امریکا مرتکب جنایات عمدی یا غیرعمدی شده باشند، این امر توسط طرف امریکایی مورد بررسی قرار گرفته و پاسخ حقوقی به دولت افغانستان ارائه می‌شود. ۳- نیروهای امریکایی آغاز تحقیقات جنایی و نتایج بررسی محاکم قضایی در خصوص متهمان را به کمیته مشترک گزارش خواهند داد. ۴- در صورت بازداشت نیروهای نظامی یا غیرنظامی امریکا توسط مقامات افغانستان، این نیروها فوراً به مقامات امریکایی تحویل داده می‌شوند. ۵- در صورت وجود شاکی خصوصی در مورد مرتکبان جنایی نیروهای امریکایی و درخواست مقامات افغانستان، همکاری لازم از سوی طرفین در زمینه‌ی انجام تحقیقات، جمع‌آوری ادله، اطلاعات و تضمین‌ روند عادلانه‌ی محاکمات صورت می‌پذیرد. ۶- مادامی که خطر تروریسم در افغانستان باقی است، فرقی بین مسلح بودن یا غیرمسلح بودن، داشتن یونیفورم نظامی یا غیرنظامی برای مرتکبان جنایی از نیروهای امریکایی وجود ندارد. این بخش از توافقنامه‌ی استراتژیک که ناظر بر توافقات نظامی و امنیتی است، اساس توافق آینده دولت افغانستان و امریکا می‌باشد. 

 

دریافت شده از سایت  پایگاه اطلاع رسانی هریوا نیوز  

ادامه اصول داخلی ولسی جرگه افغانستان........

 

فــصــل دوازدهــم

( تدابير انضباطي )

ماده شصت ونهم:

رئيس جرگه وظيفه کنترول ونظم جلسات عمومي جرگه رابه عهده دارد.

ماده هفتاد م :

  اعضي جرگه  درصورت ارتکاب تخلفات ذيل مستوجب تطبيق تدابير انضباطي ميشوند .

۱- عدم رعايت اصول وظيف داخلي جرگه

۲- عدم پيبندي به حاضري،پاره کردن اسناد به عنوان اعتراض ، دادن شعارهاي تخريش كننده وبيمورد .

۳- ترک جلسه بدون عذر مؤجه ،منازعه وبرخورد فزيکي ، يجاد تشنج وآشوب درجلسه .

۴- تهديد وتخويف عضو، بستن افتراء واتهام به ديگران، توهين وهتک حرمت به هيئت اداري ، مقامات دولتي وکارکنان اداره امور .

۵- اشتغال به وظيف ديگر که درمغيرت

به احکام ماده يک صدو پنجاه ودوم قانون اساسي باشد.

الف: بري تخلفات مندرج مواد فوق تدابير انضباطي ذيل تجويز ميگردد.

1- توصيه .

2- اخطار.

3- نشر نام  عضو متخلف درجريده رسمي جرگه .

4- محروم کردن عضو متخلف از شرکت درجلسه همان روز .

اعمال تدابير انضباطي مندرج فقرات فوق از صلاحيت رئيس جرگه ميباشد .

ب : اعمال تدابير انضباطي ، تعـليق عضويت عضو متخلف اضافه تر از يک روز به پيشنهاد هيئت اداري وتصويب جرگه صورت ميگيرد .

ماده هفتاد و يکم  .

هرگاه عضومذکور قبل از اتمام موعد معينه بخواهد عنفاً به مجلس داخل شود هيئت اداري از دخولش ممانعت بعمل آورده  وتدابير انضباطي درباره وي به تصميم جرگه مضاعف ميگردد.

فصل سيزدهم

((  پيشنهاد تائيد يا رد  مقرري ها: (ري اعتماد  ))

ماده هفتاد و دوم :

رئيس جمهور يا يکي از معاونين وي اعضي کابينه را رسماً به جرگه معرفي مينميد .

خلص سوانح ،فوتوکاپي سند تابعيت،

اسناد تحصيلي ارزيابي شده و سوابق کاري اعضي پيشنهادي توسط وزير دولت درامور پارلماني  حد اقل چهار روز قبل دراختيار جرگه قرار داده ميشود .

ولسي جرگه تعداد وزراء ، محدوده صلاحيتها ووظيف شان را مورد تصويب قرارميدهد .

بقيه ذوات مندرج فقره (11 و 12) ماده شصت و چهارم قانون اساسي با رعيت ترتيب فوق معرفي مي گردد. 

ماده هفتاد وسوم :

ري دهي بري  وزراء و بقيه ذوات مندرج فقره (11 و 12) ماده شصت چهارم قانون اساسي بر مبني ري مستقيم، سري و انفرادي صورت مي گيرد.

هر وزير و بقيه ذوات مندرج فقره (11 و 12) ماده شصت چهارم قانون اساسي در جلسه عمومي حاضر شده  و برنامه کاري خويش را توضيح مي دهند .

ماده هفتاد و چهارم :

 در حالـتيکه وزير حامل دو تابعيت باشد ، جرگه در مورد آن تصميم اتخاذ مي نميد.

ماده هفتاد و پنجم :

 1-  از هرکميسيون ديمي يک نفر واز هرگروپ پارلماني يک نفر بعد از ثبت نام از طريق هيئت اداري جرگه ميتوانند از وزراء وبقيه ذوات مندرج فقره (11و 12) ماده شصت وچهارم قانون اساسي سوالات تخصصي مختصر نموده وجواب دريافت نميند .

- بعد از ختم پروسه سوال وجواب از وزراء وبقيه ذوات فقرات (11و12) ماده شصت وچهارم قانون اساسي

 ري گيري آغاز ونتيجه آن درهمان روز اعلان ميگردد.

 3-سوال نبيد بيشتر از دودقيقه ومجموعه جوابها نبيد بيشتر از سي دقيقه باشد .

ماده هفتاد وششم :

 در صورتيکه وزير پيشنهادي يا يکي از ذوات مندرج فقره (11 و 12) ماده شصت چهارم قانون اساسي از جانب جرگه رد گردد، شخص مذکور بري باردوم درعين پست معرفي شده نميتواند.

فــصــل چـــهــاردهـــــــم

( مراحل قانونگذاري )

1- معرفي يک طرح قانون:

ماده هفتاد و هفتم :

 حکومت طرح قانون را يا از جانب خويش و  يا در حدود صلاحيت قضيي از جانب ستره محکمه به امضي وزير عدليه و وزيريکه طرح قانون عمدتاً با او ارتباط دارد از طرف وزير  دولت  در امور پارلماني به انضمام  يادداشت توضيحي مبني بر ضرورت طرح قانون به جرگه ارائه مي نميد.

جرگه نيز مي تواند طرح يک قانون را توسط ده نفر از اعضي خويش با انضمام

يادداشت توضيحي مبني بر ضرورت طرح قانون و امضي اعضي پيشنهاد کننده به رياست جرگه تسليم نميد.

ماده هفتاد و هشتم :

   1-  رئيس جرگه طرح را غرض اندراج در آجندي مجلس عمومي درمطابقت با پاراگراف سوم ماده نود وهفتم   قانون اساسي حد اکثر درخلال  مدت يک ماه  به کميته رؤسا پيشنهاد مي نميد.

2-  رئيس جرگه وزير دولت در امور پارلماني و وزيري را که طرح به او ارتباط دارد جهت معرفي رسمي طرح  به جلسه عمومي دعوت مي نميد.

3-  طرح قانون معرفي شده حکومت  يا طرح اعضي جرگه ثبت و در جلسه عمومي  اعلان مي گردد.

4-  در جريان معرفي طرح مباحثه صورت نمي گيرد.

رئيس طرح مذکور را بعد از معرفي ، به کميسيون مربوطه ارجاع مي نميد .

ماده هفتاد نهم :

 به اساس فقره (6) ماده نود و هفتم قانون اساسي حين معرفي يک طرح قانون حکومت  روسي  کميسيونها ، روسي  گروپ هي پارلماني و يا ده نفر  از اعضي جرگه مي توانند بري طي مراحل طرح مذکور تقاضي فوريت را نميند.

تقاضي مذکور در صورتيکه از جانب اکثريت جرگه  تصويب شود درج آجندي جرگه مي گردد.

- طي مراحل طرح قانون در کميسيون هي ديمي:

ماد هشتاد م :

 کميسيون مربوط ، طرح قانون را که از جانب رئيس بريش ارجاع گرديده  بيد در مدت بيست  روز به تصويب برساند.

کميسيون اصلي عندالضرورت نمينده ذيصلاح را که طرح پيشنهادي به آن تعلق مي گيرد جهت توضيحات دعوت مينميد.

ماده هشتاد  ويکم :

 بري هر طرح قانون در کميسيون از جانب رئيس کميسيون يک گزارشگر تعين مي گردد.

گزارشگر گزارش خويش را که حاوي تعديل، حذف، يزاد، تغير و اضافت مي باشد تهيه ويک نسخه از طرح مذکور را به کميسيون هي ديگروگروپهي پارلماني  ارسال مي نميد.

کميسيون هي ديگروگروپهي پارلماني  در مدتي که از طرف کميسيون اصلي تقاضا گرديده تعديلات خود را آماده مي سازند.

 کميسيون اصلي تاريخي را جهت توحيد تعديلات کميسيون هي ديگر وگروپهي پارلماني تعين نموده که در تاريخ مذکور گزارشگر هر کميسيون وگروپهي پارلماني  به نميندگي از کميسيون هي مربوطه

وگروپهي پارلماني خويش در جلسه کميسيون

اصلي  اشتراک مي ورزند. تعديلات از جانب کميسيون ها وگروپهي پارلماني کتباً ارسال مي گردد. 

کميسيون اصلي تعديلات پيشنهادي کميسيون هي ديگروگروپهي پارلماني  را که توسط گزارشگر آنها تهيه شده مورد بحث قرار داده توحيد مي نميد.

طرح توحيدي از طريق کميته رؤسا جهت تصويب به جلسه عمومي ارجاع مي گردد.

طي مراحل طرح قا نون در جلسه عمومي

  ماده هشتاد و دوم : 

در مجلس عمومي صرف روي آن عده موادي  بحث و ري گيري صورت مي گيرد که يک و يا چند کميسيون با آن توافق نداشته باشند.

 سير مواد بدون بحث به صورت منفردانه تنها قرائت و مورد تصويب  قرار مي گيرد.

ماده هشتادو سوم :

در صورتيکه يکي از فقره هي طرح خلاف فيصله کميسيون اصلي به طبع رسيده باشد،  گزارشگران کميسيون ها مي توانند قرائت کننده را متوجه بسازند

فــصــل پــانــزدهــــم

( طي مراحل بودجه )

مادهشتادو وچهارم :

 بودجه دولت ازمشرانو جرگه به رياست عمومي اداره امور ولسي جرگه توأم با مصوبه مجلس مشرانو جرگه

تسليم داده شده و بعدازملاحظه شد رئيس ولسي جرگه جهت تحليل وارزيابي فني

يک نسخه بودجه  ازجانب کميسيون مالي وبودجه به تمام کميسيون ها ارسال شده هر کميسيون بروفق احکام ين اصول مفردات بودجه را  تحليل وتجزيه نموده نتيجه راتوسط گزارشگر مربوط خويش غرض توحيد به کميسيون مالي وبودجه اريه مينميد.

ماده هشتاد و وپنجم :

بودجه دولت از جانب وزارت ماليه به شکل مجلد ترتيب مي گردد

ماده هشتاد و ششم :

 کميسيون مالي وبودجه گزارش تحليلي خويش را درمورد بودجه دولت بعد از توحيد با کميسيون هي ديگر و

گروپ هي پارلماني، غرض بحث و  ري گيري به جلسه عمومي اريه مينميد.

ماده هشتادو هفتم : درجلسه عمومي صرف گزارشگران کميسيون ها، گروپ هي پارلماني،  رئيس و  گزارشگر کميسيون مالي وبودجه، وزير ماليه و متخصصين حکومت بحث مينميند.

ماده هشتاد هشتم :

تازمانيکه حساب قطعيه دولت مطابق ماده نودوهشتم قانون اساسي  درجلسه عمومي نهائي نه شده ياشد بالي

بودجه دولت بحث صورت گرفته نمي تواند.

فــصــل شــانـــزدهــم

چې د قانون طرحه يې وړانديز كړې ګډون كوي .

ماده هشتادونهم :

متن طرح قانون که توسط ولسي جرگه  تصويب شده باشد به مشرانو جرگه تسليم داده مي شود.

ماده نود م :

 هرگاه يک جرگه مصوبه جرگه ديگر را ردنميد بري رفع اختلاف، هيئت مختلط مطابق ماده (100) قانون

 اساسي  از هردو جرگه به تعداد مساوي تعين مي گردد.

 اعضي هيئت مختلط به پيشنهاد کميسيون مربوطه  و تصويب جلسه عمومي تعين مي گردند.

ماده نود ويکم :

معرفي هيئت مختلط به جرگه مقابل بعدازحصول پيشنهاد درظرف يک هفته بعمل مييد.

ماده نود ودوم :

اولين جلسه هيئت مختلط تحت رياست مسن ترين عضو هيئت جهت انتخاب رئيس و معاون آن دير مي گردد.

هيئت، رئيس و معاون خويش را به ترتيبيکه رئيس از يک جرگه و معاون از جرگه ديگر باشد با رعيت مواد

مندرج ين اصول انتخاب مي نميد.

هيئت مختلط مباحثات خود را در مورد طرح پيشنهادي مطابق طرزالعمل کميسيون هي تقنيني تنظيم مي

نميد.هرگاه طرح قانو ن از طرف حکومت باشد در ين مباحثات وزيري که طرح قانون را پيشنهاد نموده

حضور مي يابد.

كولاى شي كه چېرې له يو تن څخه زيات د خبرو كولو غوښتنه وكړي نو خپلې غوښتنې

فــصــل هفــدهـــم

  نظارت پارلماني، اظهارات حکومت، ساعت امتيازي،  سوالات و  مباحث خارج آجند ا

1) تقاضي اظهارات از جانب حکومت:

ماده نود و سوم :

حکومت مي تواند جلسه استماعيه پيرامون موضوعات خاص و مهم را با بحث يا بدون بحث در محضر  جرگه

تقاضا نميد.

در صورت درخواست اظهارات توأم با بحث، جريان بحث بر وفق احکام مندرج مواد (50،49،48) ين اصول

تنظيم مي گردد.

در ين حالت وزيري که به نميندگي ازحکومت صحبت مي نميد مي تواند در ختم بحث به پاسخ آنعده از اعضاء که در بحث اشتراک  کرده اند بپردازد.

2) ساعت امتيازي:

ماده نود وچهارم :

هر هفته در ظرف روزي که ازجانب رئيس جرگه تعين مي گردد، يک ساعت امتيازي به منظور بحث روي

مسيل آزاد و خارج از آجندا تعين مي گردد.

هر عضو در باره هر موضوع عمومي مورد علاقه صحبت کرده مي تواند. هرگاه بيش از يک نفر تقاضي

3استجواب شفاهي:

ماده نود و پنجم

 روزها و ساعات،  سوال و جواب شفاهي از وزراء و ذوات مندرج فقره( 11 )ماده شصت وچهارم قانون اساسي توسط کميته روسا تعيين مي گردد.

يادداشت جداگانه  بصورت کتبي که در برگيرنده اسم عضو سوال کننده و  مقا ميکه  سوال به او راجع مي شود

دو روز قبل به رئيس جرگه تقديم مي گردد.

 يک عضو در عين جلسه صرف يک سوال شفاهي را پرسيده مي تواند.

رئيس مطابق لست، هرعضو را به ترتيب نوبت  اجازه صحبت مي دهد.

دراثني  استجواب ، عضو بيشتر از پنج دقيقه و مقاميکه  که پاسخ مي دهد بيشتر از ده دقيقه صحبت کرده نمي تواند.

4) استجواب تحريري بري پاسخ تحريري:

ماده نود وششم : 

 استجواب تحريري بري پاسخ تحريري به مقام ، بصورت مختصر ترتيب مي گردد.

 استجواب  بيست حاوي ادعي شخصي عليه اشخاص معين نباشد.

عضويکه مي خواهد  استجوابيه  اش طي مراحل شود،  استجوابيه  را به رئيس جرگه که حکومت را در ين زمينه مطلع مي نميد تقديم مي کند.

پاسخ ارائه شده تحريري از جانب  مقام مسؤل  تا زمانيکه در جلسه مطرح نگردد محفوظ بوده و در اختيار مطبوعات قرار نمي گيرد.

ماده  نود وهفتم :

استجواب روي شريط ذيل بعمل مي يد:

 1-  سوال  بيست مؤجز،  مشخص  و منحصر به موضوع  باشد.

 2- سوا ل  بيست طعـن آميزيا افتراء آميز نباشد و از الفاظ توهين آميز خود داري  شود.

3-  ازطرح سوال  درمورد خصوصيات و رفتار شخصي شخص بجز از مسيلي که در حيطه صلاحيت رسمي وي مي باشد اجتناب بعمل يد.

4-  سوال نبيد بر مبني  موضوعات فرضي باشد.

5-  سوال نبيست  متجاوز از يک صدو پنجاه  کلمه باشد.

ماده نود هشتم :

 مقاميکه  به جلسه دعوت گرديده در ختم  استجواب  مي تواند حسب خواهش خودش پس از کسب اجازه رئيس جرگه يا کميسيون، بقيه جلسه را نيز دنبال نميد.

فــصــل هــژدهــــم

(  استيضاح  )

ماده نود و نهم :

جرگه مطابق به ماده نود و دوم  قانون اساسي  به پيشنهاد بيست

ولسي جرګه د قضائيه قوې له اعمال څخه څارنه كوي .

فيصد کل اعضا مي تواند از  هر يک از وزراء استيضاح به عمل آورد.

پيشنهاد به رئيس جرگه تقديم و توسط کميته رؤسا شامل آجندا مي گردد.

 وزير مطابق  اجندا به جلسه حاضر و به سوالات پاسخ ارائه مي نميد.

هرگاه توضيح ارائه شده قناعت بخش نباشد جرگه موضوع ري عدم اعتماد را بررسي ميکند.

ري عدم اعتماد از وزير بيد صريح، مستقيم و بر اساس دليل مؤجه باشد.

ين ري با اکثريت کل صادر مي گردد.

در صورتيکه چند وزير مورد استيضاح قرار گيرند، دليل استيضاح بيد جداگانه باشد.

همچنان جرگه ميتواند با رعيت مواد مربوط به وزراء از ذوات مندرج فقره (11) ماده شصت وچهارم قانون اساسي استيضاح به عمل آورد .

 ماده صدم : در زمان استيضاح هر سوال کننده حداکثر ده دقيقه و وزير حد اکثر يک و نيم ساعت صبحت کرده مي تواند.

فصل نزدهم

قضا ء

ماده يکصدو يکم :

پايلې يې د خپلو پلټونكو په وسيله ولسي جرګې وړاندې كوي  .

ماده يکصدو دوم :

 در صورتيکه از رئيس يا يکي از اعضي ستره محکمه و يا يکي از قضات شکيت وجود داشته باشد ، ولسي جرگه به صورت کتبي از طريق کميسيون مربوطه ، در رابطه به موضوع شکيت  از ستره محکمه جواب مطالبه مينميد  .

ماده يکصدو سوم :

ستره محکمه ميتواند در رابطه به موضوع مورد سوال به صورت کتبي و يا با حضور خويش بطور شفاهي جواب ارائه نميد .

ماده يکصدو چهارم :

در صورتيکه شکيت از طرف يک يا چند وکيل صورت گرفته باشد ، جواب و يا جواب هي ارائه شده با حضوري وکلي مذکور درکميسيون مربوط مورد بحث و بررسي قرار ميگيرد .

ماده يکصدو پنجم :

اگر شکيت ، از قضاتي غير از اعضي ستره محکمه باشد که مطابق به ماده يکصدو سي وسوم  قانون اساسي رسيده گي به تخلفات آنان از صلاحيت ستره

محکمه ميباشد ، ستره محکمه در باره موضوع اقدام و نتيجه را توسط

هېڅ ډول پوښتنې  نشي كېدلاى .

ماده يکصدو ششم :

در صورتيکه ستره محکمه قاضي را عزل و يا تصميم عزل وي را اتخاذ نموده باشد ، موضوع در نشريه رسمي ولسي جرگه به نشرميرسد .

ماده يکصدو هفتم :

چنانچه مطابق به ماده يکصدو بيست وهفتم قانون اساسي بيش از يک ثلث اعضي جرگه ، محاکمه رئيس يا يکي ازاعضي ستره محکمه را خواستار شوند ، موضوع اتهام کتباً به وي اطلاع داده ميشود .

ماده يکصدو هشتم :

پس از ابلاغ اتهام ، کميته رؤساء ، تاريخ حضور فرد مورد اتهام را درجرگه به وي اعلام ميدارد ، حضور وي درجرگه حد اکثر پانزده روز بعد از ابلاغ اتهام ميباشد .

ماده يکصدو نهم :

رارسيدلي شكايتونه او عريضې د عرايضو د ادارې

ماده يکصدو دهم :

شخص مورد اتهام پس از ختم سخنان خويش جلسه را ترک مينميد و بلافاصله ري گيري آغاز ميگردد و چنانچه دو ثلث اعضي جرگه اتهام را تائيد نميد ،  فرد مذکوراز وظيفه عزل و محکمه اختصاصي بري رسيده گي به جرم وي مطابق قانون تشکيل ميگردد.

فــصــل بيستم

( گزارش مباحث )

ماده يکصد و يازدهم: مطابق احکام قانون اساسي جلسات جرگه علني بوده و مباحثي که در جلسات عمومي  جرگه بعمل مي يد طور صحيح و فراگير گزارش داده شده و در نشريه رسمي  جرگه به استثني جلسات

که نظر به تصميم جرگه سري باشد، نشر مي شود.

نشريه  رسمي جرگه، اجندي جلسات ، گزارش کميسيون ها و کليه معلومات را در مورد فعاليت هي پارلماني نشر مي نميد.

يوسلوشپاړسمه ماده: هرغړى مكلف دى ، چې په عمومي غونډو اودكمېسيون په غونډو كې په منظم ډول ګډون او له خپلو مؤكلينوڅخه استازيتوب وكړي .

يوسلواوولسمه ماده: كه چېرې يوغړى دموجه عذرونو له امله په عمومي غونډه اويادكمېسيونونوپه غونډو كې  حاضر

ثبت، غرض رسيدگي به کميسيون مربوط ارجاع مي گردد.

 کميسيون  شکيات يا عريضه واصله را در حدود قوانين نافذه و مطابق طرزالعمل خاص جرگه غرض اجراآت مقتضي به مرجع مربوط راجع نموده  ويا شخص مسئول ذيصلاح حکومت را بر وفق احکام ين اصول به جلسه احضار مي  نميد.

ماده يکصدسيزدهم:  شکيات واصله مستقيما   به وزارتخانه ها ورياست هي مستقل ارجاع مي گردد .

ماده يکصدو چهاردهم: کميسيون جهت رسيدگي شکيت ياعريضه واصله حسب احوال، يک کميته غوروبررسي را تعين کرده ميتواند.

ماده يکصدو پانزدهم: هرگاه شکيت يا عريضه منتج به رفع مشکل يا احقاق حق شاکي يا عارض گردد، جريان در نشريه رسمي جرگه نشر مي گردد مگر ينکه شاکي مخالف باشد.

فـصـل  بيــست و  دوم

( حضور وغياب )

الف: مکلفيت اعضاء:

يوسلو دوويشتمه ماده: كه چېرې يوغړى په يو داسې كاربوخت وي، چې دده د دندې پورې اړه ولري يا د اصولي رخصتېوله امله ، چې په غونډه كې ګډون نشي كولاى ، دنوموړي معاش ترې نه وضع كېږي  .

په دې بوختياو كې كورني او بهرني سفرونه او هغه دندې چې د غونډو ددايرېدو په وخت كې په مركز كې اجرا كېږي شامل دي.

از طرق  ممکنه هيئت اداري جرگه و يا کميسيون مربوط خويش  را مطلع مي سازد.

ماده يکصدوهژدهم : قبل از اعلام اختتام رسمي جلسه توسط رئيس جرگه يا کميسيون ، عضؤ  جلسه رابدون عذرمؤجه ترک کرده نمي تواند، به استثني حالت  اعتراض.

ماده يکصدو نوزدهم : عضو در صورت مريضي عيده که مانع حضور درجلسه گردد،  هيئت اداري را مطلع مي سازد.

ماده يکصدو بيستم : ترتيب ثبت حاضري عضؤ در جلسه عمومي توسط هيئت اداري و در جلسه کميسيون توسط منشي کميسيون تنظيم مي گردد.

ماده يکصدو بيست ويكم:

در صورت غيابت عضؤ در جلسه عمومي و يا جلسه کميسيون، اصل  معاش عضؤ بالي يک ماه

تقسيم شده مبلغ معينه همان روز، از معاش ماهانه او وضع مي گردد.

متفرقه حكمونه

۱) وثيقې :

يوسلوپنځويشتمه ماده:د ټاكنو خپلواك كمېسيون له پارلماني ټاكنو څخه وروسته د ولسي جرګې د غړو  وثيقې د چارو د ادارې لوى رياست ته سپاري.

۲) د غونډوتالار

ماده یکصد و بيست و سوم:

 ۱- هرگاه يک عضؤ به صورت متواتر يک ماه در جلسات عمومي يا جلسات کميسيون مربوط حاضر نمي گردد، معاش اصلي وي پرداخته نمي شود.

.-2هرگاه يک عضؤ به صورت متواتر دو ماه در جلسات عمومي و يا جلسات کميسيون مربوطه حاضر نگردد، موضوع غيابت او بر مبني گزارش هيئت اداري توسط کميسيون حقوق، امتيازات و مصئونيت اعضي جرگه تحت رسيدگي قرار مي گيرد. کمسيون مذکور نظر خود را به جلسه عمومي پيشنهاد نموده و با در نظر داشت ماده يک صدو هشتم  قانون اساسي ولسي جرگه در باره عضو مذکور تصميم مناسب اتخاذ مي نميد.

ماده يکصدو بيست چهارم :

 تنظيم و مراقبت احکام ين فصل به عهده کميسيون حقوق، امتيازات و مصئونيت اعضي  جرگه مي باشد.

فـصــل بيــسـت و سوم

( احکام متفرقه )

1) وثيق :

يوسلواته ويشتمه ماده:د عمومي غونډو تالار ته لاندې كسان د اداري پلاوي په اجازه ننوتلاى شي .

 ۱. د ولسمشر مرستيالان .

  2. د كابينې غړي.

۳. په پارلماني چاروكې د د ولت  وزير .

يکصدو بيست وششم : از تالار جلسات عمومي  جرگه ، صرف به منظور تدوير جلسات استفاده به عمل مي يد، مگر در  حالاتيکه جرگه بصورت استثنيي طور ديگر تجويز نميد.

ماده يکصدوبيست وهفتم :

ذوات ذيل اجازه رفت وآمد به تالار  جرگه رادارند:

1-  رئيس عمومي اداره امور.

2-  معاون امور پارلماني درصورت غياب رئيس عمومي اداره امور.

3-  رئيس امور پارلماني.

4- رئيس دفتر مقام ولسي جرگه.

5-  آمر عمومي مجلس.

6-  آمر عمومي تدقيق ومطالعات.

7-  آمرعمومي کميسيون ها.

8-  مديربخش تخنيکي  ثبت (هنسرد )

9-  مدير مجلس.

10-  تيزنويسان.

11-  مسئولين امنيتي که به همين منظور توظيف اند.

12-  موظفين حفظ ومراقبت .

13-  عمله پاک کاري  .

14-  پيام رسا نا ن .

15- دستيار کميسيون هنگام گزارش دهي کميسيون مربوطه شان به مجلس عمومي .

جرګه له دوستو هېوادوسره په نړيواله كچه دهمكاريو او اړيكو د د ټينګښت لپاره دپارلمانونوترمنځ د دوستې ډلې منځ ته راوړي .

ددغوډلو جوړښت،واك اوكړنې په ځانګړي لايحه كې تنظيمېږي .

۴. سير مقامات  ، مامورين و اشخاصيکه  دعوت شده باشند .

1) اوراق وريکارد ها:

يکصدو نزدهم :

         کليه اوراق و ريکارد هي مربوط به فعاليت هي انجام يافته جرگه  غرض نگهداري و حفاظت  به آرشيف        مخصوص پارلماني انتقال داده مي شود.   

2) نشان :

ماده يکصدو سي ام:  جرگه نشان  مخصوص خويش را تصويب مي نميد.

فــصــل بييست و چهارم

( احکام نهيي )

ماده يکصد و سي و يكم: بودجه جرگه ازطرف کميته روسا به مشوره حکومت ترتيب و پس از تصويب جرگه به حيث يک جزء بودجه دولت محسوب مي گردد.

ماده يکصد و سي و دوم :

 ين اصول بعداز  تصويب جلسه عمومي  جرگه نافذ بوده ودرنشريه رسمي  جرگه وجريده رسمي وزارت عدليه نشر ميگردد.

ماده يکصدوسي و سوم  :

ماده يک صدو سي وچهارم : مطابق ماده شصت وهفتم ين اصول هرنوع تغيير ، تعديل ، حذف واضافات درين اصول وظيف داخلي صورت گرفته ميتواند .

 

اصول وظايف داخلي ولسي جرگه

اصول وظايف داخلي ولسي جرگه

فــــصـــل اول

احکام عمومي

ماده اول:

اصول وظيف داخلي ولسي جرگه به تأسي از احکام مندرج مواد (87، 88 ،89 ، 106، 108و 109)قانون      اساسي به منظور تنظيم وظيف داخلي ولسي جرگه وضع گرديده است.

ماده دوم:

 اصطلاحات آتي در اصول وظيف داخلي ولسي جرگه مفاهيم ذيل را افاده مينميد:

1 - جرگه: ولسي جرگه.

۲- اجلاس: مجموع جلسات چهارنيم ماهه  جرگه مطابق ماده  يک صدوهفتم  قانون اساسي.

۳- اصول وظيف:  اصول وظيف داخلي  جرگه.

۴- هيئت اداري : رئيس، نيب اول و دوم، منشي و نيب منشي جرگه مطابق ماده هشتاد وهفتم  قانون اساسي.

۵-  عضو: عضو ولسي جرگه.

۶- قانون اساسي: قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان.

7- طرح قانون: مسوده قانون که حسب حکم ماده نودوپنجم  قانون اساسي غرض طي مراحل توسط قوه اجرائيه به جرگه پيشنهاد گرديده باشد.

- طرح قانون اعضاء: مسوده قانون که مطابق ماده نودوپنجم  و فقره اخير ماده نودوهفتم  قانون اساسي از جانب اعضي  جرگه پيشنهاد شده باشد.

9- اظهارات حکومت: موضوعاتي که به تقاضي  حکومت به مجلس عمومي ارائه مي گردد.

10-  استماع: گزارشي که به خواست جرگه  در مجلس عمومي و يا کميسيون ها از حکومت صورت مي گيرد.

11- استجواب: سوال و جواب شفاهي و يا تحريري  که در مجلس عمومي يا کميسيون ها از جانب اعضاءاز حکومت صورت مي گيرد.

12- استيضاح: طلب وضاحت از وزراء بروفق حکم مندرج ماده نود ودوم  قانون اساسي.

13- ري: نظري که اثبات، نفي يا امتناع از  مطلب و يا موضوعي را افاده کند.

14- اکثريت:

در رابطه به چند معدود، به بيشترين گفته ميشود. در ري گيري هي جرگه، ري اکثريت به ري موافق به جانب مطلوب اطلاق ميگردد. ري منفي، ممتنع و باطل به جانب مطلوب محاسبه نميگردد.

15- اکثريت کل:  آراء پنجاه فيصد کل اعضي جرگه به علاه يک .    

- اکثريت حاضر: آراء پنجاه فيصد  اعضي حاضر  جرگه به علاوه يک.

۱۷- معاش اصلي: مبلغي است که با وضع کسرات بصورت ثابت در هرماه به عضو جرگه پرداخته ميشود.

فصــل دوم

( اولين اجلاس شوري ملي )

ماده سوم:

 اولين اجلاس شوري ملي بعد از اعلان رسمي نتيج انتخابات  و اطلاعيه مبني بر تدوير جلسه افتتاحيه، که حاوي تاريخ و محل تدوير جلسه ميباشد از طرف اداره امور شوري ملي  از طريق وسيل اطلاعات جمعي نشر و پخش ميگردد.

 اجلاس مشترک شوري ملي از طرف رئيس جمهور رسماً افتتاح ميگردد.

ماده چهارم:

(1)        در جلسه اول، از ميان اعضي  جرگه مسن ترين عضوکه خود کانديد ديمي  رياست  جرگه نباشد به حيث رئيس مؤقت  جرگه تعيين ميگردد.

(2)        مسن  ترين عضو اسناد دست داشته اش را غرض تعين رئيس مؤقت به اداره امور  تسليم مينميد.

(3)        تشخيص سن بر اساس تذکره تابعيت صورت ميگيرد.

(4)        در صورت تساوي سن بين دونفر يا بيشتر از آن يک عضو به حکم قرعه تعيين ميگردد

(5)        دونفر از جوانترين اعضاء که خود کانديد ديمي  نباشند بحيث نائب و منشي رئيس مؤقت  جرگه تعيين ميگردند.

(6)طريق کانديداشدن منشي ونيب منشي رئيس موقت جرگه مطابق فقره هي (3و4) ين ماده صورت ميگيرد.

ماده پنجم:

در جريان جلسه افتتاحيه مباحثه صورت گرفته نميتواند.

ماده ششم:

 رئيس مؤقت نميتواند خود را بري رياست ديمي جرگه کانديد نميد.

 وظيفه رئيس مؤقت صرف اداره و نظارت از انتخابات رئيس ديمي جرگه مي باشد.

ماده هفتم:

رئيس مؤقت و اعضي جرگه توسط رئيس جمهور حلف آتي را بجا مي آورند:

"بسم الله الرحمن الرحيم"

بنام خداوند(ج) سوگند ياد مينميم که در پرتو احکام اسلامي وارزش هي قانون اساسي به منظور تأمين وحدت ملي وحفظ منافع عليي کشور بدون درنظرداشت هر گونه تبعيض با کمال يمانداري وصداقت وظيف خويش را انجام  دهم."

فصــل ســوم

( انتخابات رئيس و هيئت اداري جرگه )

ماده هشتم:

 انتخاب رئيس  جرگه تحت رياست رئيس مؤقت  به اساس ري گيري سري و مستقيم بري

يک دوره تقنينيه به اکثريت حاضر به ترتيب ذيل صورت ميگيرد:

رئيس مؤقت  لست کانديدان مقام رياست جرگه را قرائت و بري هر کانديد پنج دقيقه وقت صحبت را ميدهد.

 کانديد در صورت انصراف از کانديد شدن موضوع را بطور کتبي قبل از آغاز ري گيري به مقام رياست مؤقت جرگه تسليم مي نميد.

بعد از ختم صحبت ها رئيس مؤقت آغاز ري گيري را اعلام مينميد.

 هرگاه هيچ يک از کانديدان در نتيجه ري دهي دور اول اکثريت حاضر را   بدست آورده نتواند، دوردوم ري گيري صرف بين دو کانديديکه بيشترين آراء   را بدست آورده اند دير و شخصي برنده اعلام ميگردد که آراء اکثريت حاضر را کسب نميد.

ماده نهم:

 1-  بعد از انتخاب رئيس جرگه، دونفر بحيث نائب اول و نائب دوم و دونفر بحيث منشي و نائب منشي طور جداگانه تحت رياست رئيس  ديمي   بري مدت يکسال به اکثريت  حاضر انتخاب ميگردند.

2- در صورتيکه در دور اول هيچ يک از کانديدان برنده  نشود، در دور دوم ري گيري  بين

دو کانديد يکه    بيشترين آراء را در دور اول  بدست آورده صورت گرفته و کانديد يکه اکثريت حاضر را کسب نميد برنده شناخته مي شود.

در صورتيکه در دوردوم نيز هيچ يک از دو کانديد، برنده نشود ري گيري بين دو کانديد مذکور بري دور سوم صورت گرفته، کانديدي برنده شناخته مي شود که اکثريت حاضر را بدست بياورد.

هرگاه کانديدان مذکور در دور سوم نيز نتوانند اکثريت حاضر را بدست بياورند، ري گيري دوباره آغاز گرديده و ذوات مذکور حق کانديد شدن را  در دوره جديد ندارند.

3- بعد از انتخابات هيئت اداري، موضوع به رئيس جمهور توسط رئيس جرگه  کتبا" اطلاع داده ميشود.

ماده دهم:

 هرگاه رئيس جرگه فوت يا استعفا نميد ، عضو ديگري بري بقيه دوره تقنينيه و در صورت وفات يا استعفي يکي از نائبان، منشي و يا نائب منشي، شخصي ديگري بري تکميل معياد باقيمانده عضو متوفي يا مستعفي انتخاب مي گردد.

ماده يازدهم:

 رئيس و اعضي هيئت اداري در شريط ذيل به پيشنهاد يک ثلث و تائيد دو ثلث کل  اعضاء جرگه  پس از صدور حکم قطعي محکمه باصلاحيت عزل شده مي توانند:

- ارتکاب خيانت ملي .

2- جنيت ضد بشري .

3- مصاب شدن به مرض صعب العلاج که مانع اجري وظيفه گردد.

فصــــل چـهــارم

( تشکيلات، وظيف و صلاحيت ها )

ماده دوازدهم:

جرگه داري هيئت اداري،  کيمسيونها،  کميته رؤسا،  گروپهي پارلماني  و اداره امور ميباشد.

هيئت اداري جرگه مطابق ماده هشتاد وهفتم قانون اساسي مشتمل است بر: رئيس جرگه،  نيب اول،  نيب دوم،  منشي ونيب منشي .

کميته رؤسا درجرگه مشتمل است بر: هيئت اداري،  رؤسي گروپهي  پارلماني،  رؤسي کميسيونهي ديمي.

 وزير دولت درامور پارلماني درصورت ضرورت درجلسات ين کميته دعوت ميگردد. 

ماده سيزدهم:

 رئيس جرگه داري صلاحيتها و  وظيف ذيل ميباشد:

   1-  اداره مجلس با بيطرفي کامل، رياست کميته رؤسا و هيئت اداري.

   2-  اعمال تدابير انضباطي بخاطر تأمين نظم جلسه.  

   3-  تمثيل وحفظ حيثيت جرگه درمجامع داخلي وخارجي.

- عقد موافقتنامه ها با شخصيت  هي حکمي مماثل بعداز تصويب مجلس عمومي.

5- پيشنهاد تقرر مامورين  رديف الف به مقام رئيس جمهور.

6- تقرر و تبدل سير مامورين اداره امورمطابق به احکام قانون.

7-  مراقبت از تطبيق بودجه جرگه.  

8- درصورت لزوم اشتراک درجلسات کميسيونها وکميته ها ونظارت از اجراآت آنها.

9-  گزارش گيري از کميسيونها .

10-  امضي مکاتيب در سطح  جرگه. 

وظيف وصلاحيتهي نائبان جرگه  قرار ذيل است:

ماده چهاردهم:

1- درغياب رئيس جرگه وظيف وصلاحيتهي وي را نائب اول اجراء نموده ودرحضور رئيس اموري را که از جانب وي بريش تفويض شده اجراء مي نميد .

2- درغياب رئيس ونائب اول ، وظيف وصلاحيتهي آنهارا نائب دوم اجراء نموده ودرحضور آنها اموري را که از جانب رئيس بريش تفويض گرديده  اجراء مينميد .

ماده پانزدهم :

 وظيف وصلاحيتهي منشي قرار ذيل است :

- همکاري با رئيس در پيشبرد کار جلسات.

2-  اطمينان به رئيس جرگه از تکميل نصاب جلسات.

3-  شمارش و تثبيت نتيج آراء.   

4- ثبت رويداد مجلس وتهيه راپور رسمي از جريان جلسات به زبان هي پشتو ودري با امضي خودش وملاحظه شد رئيس.

5- تهيه و ترتيب تصاويب جرگه غرض نشر در جريده رسمي.

6-  ثبت نام اعضاء در لست سخنراني .

7-  سير وظيف را که رئيس جرگه بريش تفويض صلاحيت مي نميد.

وظيف و صلاحيتهي نائب منشي قرار ذيل است.

 ۱-نائب منشي به منشي همکاري  نموده ودرغياب او وظيف وصلاحيتهي وي ر ا اجراء مي نميد.

2- مراقبت از ثبت  داريي ها و ملکيت هي جرگه.

3- تصحيح تحريري  مباحثات  جلسه عمومي.

4- ثبت نام اعضاء در لست سخنراني.

5- سير وظيف را که رئيس جرگه بريش تفويض صلاحيت مي نميد.

ماده شانزدهم:

 وظيفه کميته رؤساء ترتيب برنامه هي کاري وآجندي جلسات عمومي وترتيب تقسيم اوقات کاري  کميسيون ها ي ديمي وتصويب طرزالعمل ها ولويح  ادارات داخلي  جرگه ميباشد.

ماده هفدهم:

رئيس اداره امور جرگه دررأس امور اداري واجرائيوي قرارداشته، تحت نظروهديت رئيس جرگه انجام وظيفه مينميد.

فصــل پنجــــــم

( گروپ هي پارلماني )

ماده هژدهم:

اعضي جرگه برمبني اشتراک نظريات  شان مي توانند درگروپهي پارلماني متشکل شوند. 

تعداد اعضاء بري تشکيل گروپهي پارلماني درجرگه حد اقل بيست و سه   نفر ميباشد و هرعضوجرگه صرف متعلق به يک گروپ پارلماني ميباشد. هرگروپ پارلماني داري رئيس ، معاون،  منشي ويک دستيار شخصي ميباشد.

ماده نزدهم:

1 -  گروپهي پارلماني توسط  لستي که حاوي اسمي اعضاء، رئيس گروپ و امضي آنها مي باشد به رئيس       جرگه  معرفي  ميگردد.

2- هيچ گروپ  پارلماني  نمي تواند در مغيرت با اهداف قانون اساسي تشکيل گردد. 

3- تغيرات درترکيب گروپ  به شمول الحاق ، انفصال يا اخراج  اعضاء يا رئيس گروپ به امضي اکثريت اعضي گروپ مربوط به هيئت اداري جرگه اطلاع داده ميشود .

4- هرگاه عضو از گروپ پارلماني استعفاء دهد ، درين صورت موضوع را به گروپ

پارلماني مربوط وهيئت اداري اطلاع ميدهد .

ماده بيستم:

 گروپ پارلماني مي تواند  بري پيشبرد امور محوله ، شخصي ر ا به صفت دستيار استخدام نميد. معاش وسير امتيازات مادي دستيار از طريق اداره امور اجراء ميگردد. 

ماده بيست و يکم:

رئيس جرگه کرسي هي تالار را درتفاهم با رؤسي گروپهي پارلماني واعضي غير وابسته به تناسب تعداد شان تعين مي نميد.

طرزالعمل: تشکيل، وظيف و انتخاب هئيت اداري  گروپهي پارلماني توسط ليحهء جداگانه  تنظيم ميگردد.

فـصـل شــشم

( کميسيون هي ديمي و کميته هي مشترک )

ماده بيست  و دوم:

 کميسيون هاي دايمي ولسي جرگه قرار ذيل مي باشند:

1- کميسيون امور بين المللي.

2- کميسيون امور داخلي (امنيت داخلي، تحکيم سرحدات، امنيت ملي، اداره محلي)

3- کميسيون امور دفاعي و تماميت   ارضي.

4- کميسيون مالي، بودجه ، محاسبات عمو مي و امور با نک ها.  

5- کميسيون  عريض و سمع شکيات.

6- کميسيون امور تقنيني.                              

- کميسيون امور زنان، جامعه مدني و حقوق بشر.

8- کميسيون امورعدلي و قضيي، اصلاحات اداري و مبارزه با فساد اداري.

9- کميسيون اقتصاد ملي، سازمان  هي غير حکومتي، انکشاف دهات ، زراعت و مالداري.

10- كميسيون مبارزه با مواد مخدر، مسکرات و فساد اخلاقي.

11- کميسيون مواصلات ، مخابرات، امور انکشاف شهري، تهيه مسکن،  تهيه آب و برق و امور          شاروالي ها.

12- کميسيون امور ديني، فرهنگي، معارف،  تحصيلات عالي . 

13- کميسيون صحت ،تربيت بدني ،کار و کارگرو جوانان.

14- کميسيون معلولين، معيوبين، بازماندگان شهداو بيوه ها.

15-  کميسيون کوچي ها، قبيل، امور مهاجرين و بيجا شده گان.

16-  کميسيون منابع طبيعي و محيط زيست.

17- کميسيون مصئونيت، حقوق و امتيازات اعضي ولسي جرگه

 18کميسيون تفتيش مرکزي و نظارت براجري قانون.  

ماده بيست و سوم:

 لست اعضي جرگه که به کميسيون مورد علاقه خود ثبت نام کرده اند،  توسط هيئت اداري در مجلس عمومي اعلام و بري يک دوره تقنيني به تصويب مي رسد.

هر عضو مي تواند  کميسيوني را انتخاب نميد که به مسلک و تجربه او سازگاري داشته باشد.

تغيير عضويت از  يک کميسيون به کميسيون ديگر بنابر تقاضي خود عضو و موافقت اکثريت اعضي هر دو کميسيون صورت گرفته مي تواند.

هر عضو مي تواند صرف عضويت يک کميسيون را داشته باشد و به اساس دعوت و يا اجازه  سير کميسيون ها مي تواند  بدون داشتن حق ري در جلسات آن اشتراک ورزد،  عضو مذکور به استيذان رئيس مي تواند ابراز نظر نميد.

ماده بيست چهارم:       

هر کميسيون ديمي در جرگه متشکل از ده  تا بيست و پنج  نفر مي باشد.

ماده بيست و پنجم:

 هر کميسيون در اولين جلسه خويش تحت رياست مسن ترين عضو  که خود کانديدا نباشد رئيس، نائب و منشي خويش را به اکثريت حاضربري مدت يکسال انتخاب مي نميد.

انتخاب پيش از موعد هيئت اداري کميسيون ها مي تواند به پيشنهاد يک ثلث و تصويب دو ثلث اعضي کميسيون صورت گيرد.

ماده بيست و ششم:

 وظيف و صلاحيت هي کميسيون ها قرار ذ يل مي باشد:

 1-  بررسي طرح قانون که توسط رئيس جرگه ارجاع مي گردد.

2 -   پيشنهاد تعديلات در مورد

طرح قانون .

3-  تهيه و تقديم گزارشات و سفارشات به جرگه.

4-  بررسي و طي مراحل سير امور که نظر به احکام قانون اساسي در حيطه صلاحيت جرگه مي باشد

5- کميـــسيون ها  نظر به لــزوم ديد خـويـش مي توانند نهـاد هي اجـتماعي را به شــمول ســازمان هي ملي و       بين المللي غير حکومتي جهت استماع و استجواب به جلسات خود فرا خوانند.

ماده بيست وهفتم:

کميسيون ها ميتوانند هر وزيروسير ذوات فقره (11)ماده شصت وچهارم قانون اساسي  را راجع به موضوعات

خاص تحت پرسش قرار دهند. مقامي که  تحت پرسش قرار مي گيرد حسب تقاضي کميسيون پاسخ تحريري يا

شفاهي را در جلسه کميسيون ارائه مي نميد.

ماده بيست و هشتم:

 هر عضو بيد در تمام جلسات کميسيون حاضر و در  کار کميته هي فرعي آن فعالانه اشتراک نميد.

در صورت مريضي  يا سير حالات مجبره که مانع اجري وظيفه مي گردد از غيابت خويش به هيئت اداري

کميسيون از طرق ممکنه  اطلاع دهد.

نصاب جلسات کميسيون ها به حضور اکثريت اعضاء تکميل وتصاميم آن به اکثريت حاضر اتخاذ مي گردد.

ماده بيست و نهم: هرگاه يک طرح قانون موضوعات رااحتوا کند که در حوزه صلاحيت چند کميسيون باشد، رئيس جرگه طرح قانون را به کميسيوني ارجاع مي نميد که موضوعات اساسي آن در حيطه صلاحيت همان کميسيون باشد.

ماده سي ام:

 هرطرح پيشنهادي ازجانب رئيس  کميسيون بعد از تصويب به يکي ازاعضاء منحيث گزارشگرمحول مي گردد.

در انتخاب گزارشگر قابليت مسلکي و کاري عضو در رابطه به خصوصيت همان طرح مدنظر گرفته مي شود.

ماده سي و يکم:

 آجندي کار جلسات کميسيون توسط هيئت اداري  کميسيون ترتيب مي گردد.

کميسيون ها قبل از ختم هر اجلاس گزارش کاري شان را در مدت پانزده دقيقه در جرگه عمومي  ارائه مي نميند.

ماده سي و دوم:

 هر کميسيون  ديمي مي تواند کميته هي فرعي را بخاطر مسيل خاص يجاد نميد.

ماده سي و سوم:

 کميسيون هي ديمي عنداللزوم مي توانند کميته مشترک مؤقت را نيز يجاد نميند.

تعداد اعضي ين کميته حد اکثر بيست ويک  عضو بوده مي تواند.

يجاد کميته مشترک مؤقت و لست اعضي آن توسط جرگه به تصويب مي رسد.

فــصــل هفـــتــم

( کميسيون خاص  بررسي و مطالعه اعمال حکومت )

ماده سي و چهارم:

  جرگه مطابق ماده هشتاد ونهم  قانون  اساسي به پيشنهاد يک ثلث اعضي خويش کميسيون خاص  را پيرامون بررسي و مطالعه اعمال حکومت  تعين مي نميد. تعداد اعضي کميسيون خاص  حد اقل بيست ويک   عضو مي باشد.

ترکيب ين کميسيون ممثل کامل  جرگه بوده  و لست اعضي آن  بيد در جلسه عمومي جرگه تصويب شود.

ماده سي و پنجم:

کميسيون خاص  بررسي و مطالعه اعمال حکومت  دراولين جلسه خويش رئيس، نائب و منشي کميسيون را به اکثريت حاضر  انتخاب مي نميد.

جرگه هديات لازم را به ارتباط وظيفه، موضوعات مورد بحث و مسيلي که ساحه کاري کميسيون خاص   را احتوا مي کند،  صادر مي نميد.

 نصاب جلسات کميسيون خاص  با حضور اکثريت اعضي آن تکميل وتصاميم آن با اکثريت  حاضر تصويب مي گردد.

ماده سي و ششم: وظيفه کميسيون با ختم عمليه بررسي و مطالعه موضوع مورد نظر اختتام مي يابد، ميعاد ين عمليه حداکثر شش ماه مي باشد.

ميعاد فوق عندالضرورت با ارائه دليل مؤجه به پيشنهاد  کميسيون ازجانب جرگه تمديد شده مي تواند.

 کميسيون خاص   نتيج بررسي و مطالعه موضوع مورد نظر  را به جرگه مي سپارد.

فــصــل هــشــتــم

( آجندي جلسات عمومي جرگه )

ماده سي و هفتم:

آجندي  جلسات عمومي جرگه مشتمل بر دو بخش ذيل مي باشد:

1-  امور  مربوط به فعاليت حکومت:

2-  امور  مربوط  به فعاليت جرگه:

فعاليت حکومت شامل طرح قوانين، فيصله نامه ها و سير پيشنهادات به شمول تائيد مقرري ها مطابق قانون اساسي که از جانب حکومت توسط وزير دولت در امور پارلماني معرفي مي گردد، مي باشد.

فعاليت جرگه عبارت است از تمام اموري که براساس قانون درحيطه صلاحيت جرگه ميباشد .

ماده سي و هشتم:

آجندي  فعاليت جرگه توسط کميته رؤسا تعين مي گردد.

حسب تقاضي وزير  دولت در امور پارلماني کميته رؤسا در مورد ترتيب کار حکومت در جلسه عمومي تصميم اتخاذ مي نميد.  

مطابق فقره (6) ماده نود وهفتم  قانون اساسي وزير دولت درامور پارلماني  به نميندگي از حکومت ارجحيت بحث روي طرح قوانين را که توسط حکومت تسويد گرديده بالخاصه معاهدات و پلان هي انکشافي را در آجندي جلسات عمومي جرگه، تقاضاء مي نميد.

فــصــل نــهــم

(جلسات  عمومي جرگه و تنظيم مباحثات )

ماده سي و نهم : 

 مدت کار هردو اجلاس جرگه در هر سال نه (9)  ماه بوده که به دو دوره  کاري چهار و نيم ماهه تقسيم مي گردد مگر ينکه ضرورت مندرج ماده نود نهم قانون اساسي پيش يد .

ماده چهلم :

موعد تعطيلات تابستاني وزمستاني باالترتيب از پانزدهم جوزا تااول اسد واز پانزدهم قوس الي اول دلو هرسال ميباشد .

ماده چهل و يکم:

جلسات عمومي جرگه  مطابق فيصله کميته رؤسا دريام واوقات معينه دير ميگردد. 

به اساس پيشنهاد رئيس جرگه، رؤسي گروپهي پارلماني و  رؤسي کميسيون ها، درصورت ضرورت تدوير و ادامه جلسات دراوقات غير رسمي نيز صورت گرفته ميتواند .  

ماده چهل و دوم:

جلسات جرگه با تلاوت يات مبارکه قرآن مجيد آغاز ميگردد.

ماده چهل سوم:     

 رئيس در شروع وقت رسمي ،جلسه را با ذکر ين جمله آغاز مينميد بسم الله الرحم الرحيم .

وختم هرجلسه از طرف رئيس جرگه ، با ين جمله اعلام ميشود : وآخردعوانا أن الحمد لله رب العالمين  . 

ماده چهل و چهارم:

هرگاه مجلس تصميم محرميت جلسه را اتخاذ نميد، راه هي ورودي به تالار جلسه و محل مخصوص ناظرين و مطبوعات به امر رئيس جرگه مسدود مي گردد.

تنها رئيس  اداره امور  و سير ذواتي که توسط هيئت اداري اجازه خاص دخول جلسه را مي يابند، داخل جلسه شده مي توانند.

ماده چهل و پنجم:

منشي درآغاز هر جلسه فهرست کار را قرائت مي کند.

ماده چهل و ششم: 

 اعضي  جرگه در اثني جلسه  قواعد ذيل را رعيت مي نميند:

1 - از کرسي مشخص خويش استفاده و از پيش روي شخصيکه صحبت مينميد ،عبور نمي نميند  .   

2- سکوت را حفظ مي نميند .

3- بدون کسب اجازه رئيس صحبت نمي کنند.

4- از موضوع مورد بحث خارج نمي شوند. 5-  .کلمات آشوبگرانه يا افتراءآميز را بيان نکرده و از استعمال کلمات و اصطلاحات و

حرکات غير پارلماني که حساسيت هي

منفي را يجاد مي نميد، اجتناب مي ورزند.

  6- از تهديد لفظي و حمله فزيکي عليه يکديگر خود داري  مي نميند.

  7- اعضي جرگه در جريان جلسه عمومي مصاحبه کرده نمي توانند.

  8- اعضي جرگه در جريان جلسه عمومي تيلفونهي شان راخاموش واز کامپيوتر استفاده کرده نميتوانند .

ماده چهل و هفتم:

هر عضو جرگه که مي خواهد اظهار نظر کند دست خويش را بالا نموده، منشي  اسم او را يادداشت مينميد . سپس منشي ، نام کساني را که ثبت نام نموده اند اعلان وبا اجازه رئيس جريان صحبتها آغاز ميگردد.

درجلسه عمومي هر عضو صرف يک بار ميتواند بالي يک موضوع صحبت نميد. باردوم درصورتي بري وي نوبت صحبت داده ميشود که سير اعضاء نوبت نداشته باشند.

ماده چهل و هشتم:

 عضو صحبت کننده مطابق آجندا راجع به موضوع مورد بحث سه دقيقه اظهار نظر مي نميد و درهنگام اظهار نظر ازموضوع خارج نمي شود.

هرگاه يک عضو ازموضوع خارج شود رئيس وي را متوجه موضوع  مي گرداند.

هرگاه صحبت کننده گفتار خود را مربوط به موضوع  دانسته و به آن ادامه بدهد رئيس جرگه در ين مورد با جلب توجه اعضي جرگه از عضو مذکور تقاضا مي نميد تا فوراً صحبت خود را خلاصه نميد.

هرگاه صحبت کننده کماکان به گفتار خود ادامه د هد، رئيس جرگه صحبت او را قطع

و به شخص بعدي اجازه صحبت مي دهد.

ماده چهل و نهم:

 هرگاه مطلب يک عضو از طرف عضو ديگر برخلاف مرامش تعبير شود، شخص اول ميتواند بدون نوبت بري يکبار از رئيس اجازه  گرفته مطلب خود را  توضيح دهد .

ماده پنجاهم:

 اگر وزراء، روساء ، گزارشگران کميسيونها ومسؤلين حکومتي تقاضي صحبت را نميد بري شان موقع داده ميشود .

ماده پنجاه و يکم:

رئيس قبل از ختم جلسه، اعضي جرگه را از آجندي جلسه ينده، مطلع ميسازد .

ماده پنجاه  و دوم:

رئيس مي تواند فوريت موضوع خارج آجندا را تقاضا نموده و در صورت تائيد اکثريت اعضاء، موضوع داخل آجندا شده و به مباحثه فوري گذاشته مي شود.

ماده پنجاه و سوم :

هر عضو حق دارد درجريان مباحثه  اعتراض اصولي خود را ارائه کند:

اعتراض زماني اصولي دانسته ميشود که عملي  مخالف احکام قانون اساسي واصول وظيف داخلي  صورت گرفته باشد.

اعتراض نبيد خارج از آجندي تحت بحث باشد.

هيچ عضو نمي تواند به بهانه اعتراض نظريات خودرا اريه نميد.

اعتراض کننده بابلند نمودن دست ، رئيس را مخاطب قرار داده ميگويد:

" اعتراض اصولي دارم"

رئيس بدون رعيت نوبت بري اعتراض

کننده اجازه مي دهد که اعتراض خود را با استناد به ماده قانون اساسي ويا مواد اصول وظيف  اظهار نميد .

ماده پنجاه و چهارم:کميته رؤسا بحث را طوري تنظيم مي نميد که گروپ هي پارلماني و اعضي غير وابسته، متناسب به تعداد و حضور شان در جرگه از آن مطابق به وقت تعين شده استفاده نميند.

ماده پنجاه و پنجم:

رؤسي گروپ هي پارلماني اسمي آنعده از اعضي شانرا که خواهان صحبت مي با شند شامل لستي مي نميند که توسط منشي به رئيس جرگه تقديم مي شود.

مطابق آجندا لست مذکور با مدت سخنراني هرعضو قرائت مي گردد.

ماده پنجاه وششم:

اعضي گروپ هي پارلماني بيشتر از مدتيکه بري گروپ شان تعين گرديده سخنراني کرده نمي توانند.

اگر مدت معينه توسط اعضي گروپ به اتمام مي رسد ، از اعضي ديگر همان گروپ بري سخنراني دعوت نمي شود.

فــصــل دهــــــــم

( نشرات و مشاهدين )

ماده پنجاه و هفتم:

 تمام جريانات جلسه توسط راديو و تلويزيون بطور مستقيم نشر شده ميتواند ، مگر ينکه جرگه در حالات خاص طور ديگري تصميم  اتخاذ نميد.

ماده پنجاه و هشتم:

 جرگه نشريه مستقل خود را داشته که درآن مباحثات و تصاويب جرگه بدون دخل وتصرف  نشر مي شود.

ماده پنجا و نهم:

 جرگه مي تواند تصاميم خود را در بعضي موارد ملي و بين المللي بصورت ابلاغيه توسط منابع نشراتي نشر کند

ماده شصتم:

 مشاهدين  به ترتيب آتي جلسات جرگه را تعقيب مي کنند:

الف) بري مشاهدين  به تعداد چوکي هي مخصوص کارت توزيع مي شود.

ب) در توزيع کارت قدامت مراجعه  مراعات مي شود.

ماده شصت و يکم:

مشاهدين بيد از هرگونه اعمالي که نظم وآرامش جلسه رااخلال نميد خوداري نميند.

به  کف زدن و  گفتگو نپرداخته ودرامور مجلس مداخله کرده نميتوانند . 

ماده شصت و دوم:

مشاهدين  اجازه ندارند تا ازمحل مخصوص شان با اعضي جرگه در تالار صحبت نميند.همچنان در اثني جلسه  نبيد در محوطه و دهليز ها با اعضاء به گفتگو بپردازند.

فــصــل يــازدهــــم

( ري دهي )

ماده شصت و سوم:

 حق ري دهي هر عضو، يک حق شخصي است.

ماده شصت و چهارم:

 ري گيري در جلسات عمومي  علني مي باشد مگر ينکه خصوصيت موضوع سري بودن آنرا يجاب  نميد.

 ري گيري علني  با بلند کردن دست ياکارت  يا نشستن و برخاستن، و يا به شيوه الکترونيکي و ري گيري سري   توسط اوراق ري دهي صورت مي گيرد.

ماده شصت و پنجم:

1- درصورتيکه ده عضو در  مورد نتيج ري گيري با بلند کردن دست اظهار شک نميند  ، رئيس از اعضي

جرگه تقاضي ري گيري بوسيله نشستن و برخا ستن را مي نميد و در صورت تکرار شک، ري گيري توسط

2- ورق ري دهي و انداختن در صندوق ها بطور علني صورت مي پذيرد.

3- با پيشنهاد ده عضو و تصويب اکثريت حاضرري گيري در هرموردي مي تواند به طور سري صورت گيرد.

4- هيچ عضو نمي تواند بعد از  آغاز شمارش آراء، ري دهد.  

5- درهنگام ري گيري به هيچ عضو اجازه صحبت داده نمي شود.

6- بعد از اعلان نتيج ري گيري بر موضوع تصويب شده بحث دوباره صورت نمي گيرد.

ماده شصت و ششم:

 هر عضو شخصاً ورق ري را در صندوق انداخته که توسط منشي و  نائب منشي جرگه به همکاري مامورين

اداره امور نظارت مي شود.

ورق سبز: ري موافق، سرخ: ري مخالف و سفيد ري ممتنع مي باشد.

 هر عضو بيشتر از يک ورق ري را در صندوق انداخته نمي تواند.

 عضو  حق ري خويش را به شخص ديگري تفويض کرده نمي تواند.

 صندوق هي ري دهي در محضر اعضي جرگه قرارداده ميشود ؛ رئيس باز شدن صندوق ها رابا ين الفاظ   اعلام مي دارد:

 " صندوق ها را باز کنيد"

در جريان باز کردن صندوق ها به هيچ عضو اجازه صحبت داده نمي شود.

رئيس جرگه نتيجه ري گيري را که توسط منشي ونائب منشي شمارش شده اعلام مي نميد.

 رئيس جرگه صرف در ري گيري سري اشتراک نموده مي تواند.

ماده شصت هفتم:

 با تقاضي کتبي  يک ثلث اعضي حاضر و تصويب دو ثلث اعضي حاضر موضوعي که قبلاً به تصويب اعضي  جرگه رسيده باشد تعديل و يا حذف مي گردد.

ماده شصت و هشتم:

چون مطابق احکام قانون اساسي تصويب يک موضوع يجاب اکثريت حاضر  رامي  نميد، محاسبه اکثريت حاضر برؤيت اوراق ري دهي که استعمال شده باشد، صورت مي گيرد.

ري گيري علني به ترتيب ذيل صورت مگيرد .

- منشي آغاز ري گيري را اعلان نموده از اعضاء تقاضا مي نميد تا بجا هي خويش بنشينند .

2- منشي تعداد اعضي موجود در تالار جلسه را شمارش نموده  عدد اکثريت حاضر را اعلان مي نميد .

3- سپس ري گيري آغاز ميگردد.

درصورت تساوي آراء،  ري  رئيس تعين کننده مي باشد.

 نتيج ري گيري ثبت گرديده و سپس درنشريه رسمي نشر  مي گردد.           

 

..... ادامه دارد..... ادامه در پایین است