در بیشترموارد اهداف وسیاست های دولتها درچهارچوب منافع ملی مطرح میشوند البته تازمانیکه که مجموعه رفتارها ودادهای سیاست خارجی دولت ها درطول زمان مورد ارزیابی قرارنگیرند،نمیتوان درباره حوزه و محتوای منافع ملی دولتها قضاوت کرد. منافع ملی است که خواستها ومنافع یک کشوررا درسطح بین المللی تعین میکند. دولتها ابتدا منافع ملی خودرا شناسایی نموده و آنها را کسب میکنند به دنبال کسب منافع ملی درصددحفظ آن برمیایند تا هیچ گونه تهدید و تعرض علیه آنها صورت نگیردرمرحله بعدی دولتها درصدد افرایش این منافع ملی هستند وکوشش میکنند تا منافع خود را در سطح وسیعتری گسترش دهند تمام این مراحل با سیاستگذاری های دولت ها رابطه مستقیم داشته و هر قدر که سیاست گذاری های شان دقیق،منطقی ومطابق توانمندی ها داخلی باشددر سطح سیاست بین المللی موفق تراند. معمولادرهردوره و عصری با اولویت های خاصی ازمنافع ملی دولتها روبرو میشویم وپس ازگذشت زمان و تغیراوضاع واحوال طبیعی بین المللی، احتمالا اولویتهای جدیدی جایگزین اولویتهای پیشین میشود.ازلحاظ سلسله مراتب منافع ملی، باید خاطرنشان کرد که آنچه درنظردولت ها در درجه اول اهمیت قراردارد و درشمار منافع اصلی آنها به حساب میاید ، حفظ استقلال وتمامیت ارضی آنهاست . همانگونه که اشاره شد اول، اینکه چی نوع مسائلی در عددمنافع معمولی یا حیاتی دولتها به شمارمیرود ، بستگی به شرایط و مقتضیات آن دولت و چگونگی جو بین المللی دارد: دوم، نباید انتظارداشت که تمامی دولتها مسائل خاص و مشابهی را در منافع عادی یا حیاتی خود تلقی کنند : سوم ، ممکن است در وضیعت خاص موضوع های معین به عنوان منافع اساسی ملی تلقی شوند ودر وضیعت دیگر مسائلی کاملا متفاوت جایگزین انها شوند: چهارم ، ازنظرسیاست گذاران و نخبگان سیاسی یک دولت، ممکن است اولویتهای گوناگون در سلسله منافع ملی مطرح شوند .  اصول وقتی ازمنافع ملی صحبت به میان میاید ، حوزه وعرصه اطلاق این منافع باید مورد توجه قرار گیرد . حوزه و محدوده اطلاق منافع دولت ها به تبع برخورداری آنها از قدرت و توانائیها جدید دگرگون میشود. منافع ملی درکنار تهدید قابل تعریف است وهرکدام از منافع ملی که زیادتر مورد تهدید و تعرض قرار گیرد نقش والاتری را در میان منافع ملی داراست. بناً تا زمانیکه منافع ملی را نفهمیم سیاست خارجی را نخواهیم فهمید . با توجه به مطالب  فوق میتوان حدس زد که منافع ملی افغانستان چی تأثیر را در روابط افغانستان با ایران میگذارد .                                                          

          کشور ایران در غرب افغانستان موقیعت داشته و بنابر ضعف فعلی دولت افغانستان از لحاظ اقتصادی سیاسی توانایی آنرا دارد تا برخی از منافع ملی افغانستان را از راه های گوناگون تحت تاثیرقرار دهد  وآنها را به تهدید مواجه سازد بناًٌ دولت افغانستان باید سیاست خارجی خود را با ایران طوری تنظیم نماید تا از یک طرف منافع ملی خود را از خطر تهدید دور سازد وازطرف دیگرروابط خود را با ایران بسوی بهبودی سوق دهد چون افغانستان فعلاٌ در موقیعت قرار دارد که از جهات گوناگون به ایران وابسته است بناٌ نمی تواند در روابط خود با این کشور از تشدید کار گیرد یا روابط خود را با آن قطع نماید .

           از لحاظ اقتصادی تعداد قابل توجه از کالاهای اقتصادی از طریق خاک ایران وارد افغانستان میشود بناً هر گونه فشار از سوی دولت ایران موجب نارضایتی مردم افغانستان گردیده فاصله بین ملت و دولت را افزایش میدهد که در نتیجه کم شدن اعتماد مردم به دولت منافع ملی افغانستان مورد تهدید قرار میگیرد مًسأله مهاجرین موضوع مهم دیگری است که دولت ایران از آن به حیث وسیله فشار علیه دولت افغانستان و به نفع کشور خود استفاده مینماید چون تعداد زیادی از اتباع افغانستان به ایران مهاجراند بناٌ هر گونه اقدام برای اخراج این مهاجرین سبب میشود افغانستان در سیاست خارجی خود نسبت به ایران تجدید نظر نماید و امتیازات را به این کشوربدهد تا منافع ملی خود را در خارج از کشور حفظ نماید..مسأله دیگر روابط نزدیک افغانستان با دولت امریکا است دولت امریکا ازجمله مخالفین دولت ایران به شمار میرود و ایران این روابط را تهدیدی علیه منافع ملی خود در داخل و خارج میداند بناٌ این تهدید باعث میشود تا ایران باحمایت و تقویت تروریزم در منطقه منافع ملی امریکا را در افغانستان به خطر مواجه سازد در نتیجه تهدید منافع ملی امریکا در افغانستان منافع ملی افغانستان نیز از ان متاثر میشود .

          با توجه به موارد متذکره و موارد دیگری که در اینجا مجالی برای بنگارش در اوردن آن نیست میتوان گفت که دولت ایران با استفاده از موقیعت فعلی افغانستان که توانایی تامین منافع ملی خود را ندارد سود بدست آورده، با تهدید منافع ملی افغانستان در صدد توسعه و تامین منافع ملی خود است آبهای افغانستان از جمله منافع ملی آن به شمار میرود که از طریق دریای هیرمند از خاک افغانستان وارد خاک ایران میگردد و ایران بطور رایگان از این آبها استفاده مینماید و این در حال است که دولت افغانستان یا توانایی جلوگیری از این کار را ندارد یا رهبران افغانستان نمی خواهند جلو این کار را بگیرند .

          با توجه به مطالب  ذکر شده دولت افغانستان میتواند از موقیعیت فعلی خود که حمایت جامعه جهانی را با خود دارد به ایران اجازه ندهد تا منافع ملی آنرا به تهدید مواجه سازد . سیاستگذاران دولت افغانستان باید از این موقیعیت استثنائی حد اعظم استفاده را برده ، وابستگی خودرا از جهات مختلف به دولت ایران کاهش دهند واز این به بعد اجازه ندهند نا دولت ایران منافع ملی آنها را به تهدید مواجه سازد . دولت افغانستان میتواند با استفاده از جامعه جهانی طرح های عام المنفعه و زیربنایی را ایجاد نموده بسوی خود کفایی پیش برود . همچنان دولت افغانستان میتواند ازاختلاف که میان دولت ایران و امریکا است سود بدست آورده سیاستی را در پسش بگیرد تا هردو طرف را از خود راضی نگهداشته ، از هردو طرف امتیازاتی را کسب نماید .